اصولا از آن جور ادمهایی هستم که هر جا میروم یک چند تایی سفره پهن میکنم به گند می کشم بعد هم ول میکنم و می روم. بلاگفا که بودم یک چند صد تایی بلاگ داشتم یکی یکی آقای شیرازی زحمت کشیدند و بلاک کردن جلو پلاسم را جمع کردم آمدم اینجا چرندیات بنویسم دست به قلمم هم خوب نیست برای اینکه از دغدغه های ذهنی خلاص شم رو به بلاگ نویسی آوردم آدم ماندن هم نیستم از تکرار خسته می شوم یک مدت برای دلخوشکنک می نویسم بعد هم میزنم به سیم آخر ولش می کنم خودم هم میروم گورم را گم میکنم یک جورهایی سادیسم وار زندگی میکنم .
No comments:
Post a Comment