Showing posts with label زعفرانی خنده. Show all posts
Showing posts with label زعفرانی خنده. Show all posts

Sunday, October 25, 2015

غذاداری

سرخط خبرها و خطرها - طنزانه 

سر اینکه قیمه یا قورمه سبزی در روزهای غذاداری (عزاداری) پخته شود بین علما اختلاف افتاده است. یه دسته می گن اونی که گوشتش بیشتر مسلما ثواب بیشتر دارد. یه دسته می گن آخر هزار و چند صد سال پیش مگر کسی قورمه سبزی می داده؟ قیافه اش به نذری نمی خوره و دارن دنبال پیج فیس بوکش می گردن ببینن کی باب کرده؟ 


همسایه یخچال شون خراب شده بوی قیمه و لپه و تپه زده می خوره به باد کولر می زنه بیرون تو کوچه خوب اینا رو ببر به زاغه نشین های اطراف تهران برسون مگه جنگه انبار کردی هموطن. فردا از آشغال های پارک های جنگلی عکس می گیرن می فرستن منوتو می گن فرهنگ سازی کنید. مگه فرهنگ وارداتی؟


ما از بحران حلیم با شکر یا نمک رها نشده بودیم که افتادیم تو دعوای دیگ غذاهای شیرین نذری و اینکه عدس پلو تو دیگه چرا میای قاطی قیمه ها؟ و عدس پلو می گه همین که پلو دارم دلیل بر اثبات شرکت در انتخابات نذری هاست و الان دارند در تویتر من رو رأی گیری می کنند.در حفظ و نگهداری اشتهای خود کوشا باشید. دیگه مسمومیت هاتون رو گردن مسئولین نیاندازید وقت ندارند.

Tuesday, January 13, 2015

شارلی ابدوخیار و باقی قضایا


این اتفاق باعث تشکیل جبهه های ناپایدار محلی همراه با بارش ادبیات لمپنی بین ایرانیان در سوشال نتورك شده به این صورت که یک گروه می گن ما مسلمان نیستیم "ولی" نباید آزادی که باید پس از بیان داده بشه، داده شود و توهین به مقدسات یعنی باید پای خربزه خوردنش هم بشینه اینا می خوان فقط نظر داده باشند و اصولا از نظر علمی خیلی نمی شه به شخصیت هایی که در جمله ها شون از ولی و اما استفاده می کنن به عنوان یک آدم صاحب نظر استناد و یاد کرد.
و گروه دوم بر این عقیده ان که ما مسلمانیم و این عمل یعنی کشتار رو محکوم می کنیم توهین به مقدسات رو هم محکوم می کنیم. (ما فقط محکوم می کنیم) یعنی مرگ خوبه ولی برا همسایه.
گروه سوم هم یک سری روشنفکرنمای لمپن که منتظر یک آب باریکه اند بی بی سی رو محکوم کنن و برای سوریه و عراق به عنوان مستضعفان جهان بیانیه بدن که بی بی سی اون اخبارشون رو چند ساعت به عقب انداخت و به کشتار کاریکاتوریست ها پرداخت.
و گروه بعدی که با مرگ همه جوره شوخی دارن ولی اگه عمه و عمو و خاله دایی شون بمیره تا یه ماه پروفایل پیکچراشون مشکی می شه و  کسی جرئت نداره تا ده فرسخی با عمشون شوخی کنه.

Thursday, October 09, 2014

طنزانه

حال مردم شده است ویترین ثبت احوال.
از این یکی بدبخت تر ندارید؟
داریم توی انبار است وارد بازار نشده است.
اینی که الان گفتید چند است؟
قابل شما را ندارد. شصت میلیون.
بدبختی دست دوم است؟
خانوم ما دست و پا و نسیه فروشی نمی کنیم. بدبختی داریم صفر کیلومتر، نقد می خرند می گذارند فیس بوک میلیون میلیون لایک می خورد.
بدبختی کافه ای داریم که با سیگار و دوربین لنز دار و چند عدد سلفی قهوه و فست فود رفع می شود این بدبختی ها لحظه ای هستند اما، اما با قیمت بالا.

بدبختی داریم که شخص به علت بی اعتنایی قرار گرفتن دچار انواع تومورهای سرطانی کاذب شده این نوع بدبختی مختص طبقات متوسط جامعه است که با یک عدد دوست دختر/پسر رفع و رجوع می شود.
این یکی چی؟
در این ویترین نمونه ای که مشاهده می کنید، شخص از دست و پا قطع است، اینترنت هم ندارد بدبختی اش کلا شخصی است و در دید عموم نیست. من برای شما توصیه نمی کنم. بدبختی باید توی چشم باشد. اگر می خواهید با بدبختی های مدرن رژه بروید مورد اول را به "سردرد" و "من یک آدم معمولی غمگینم" ضمیمه و با آن مانور بدهید. به ترتیب قیمت خرید بدبختی ها امروزی تر می شود. حالا پیشنهاد درخواستی شما کدام است؟
لطفا یک عصر جمعه، بدون یار، شکست عاطفی و تلخ ترین قهوه همراه با سلفی.

تاثیرات چلوکبابی- طنزانه

- نائله يوسفی

یکی از موفقیت های ازدواج در کشور همین چلوکبابی ها بوده که خوب توانسته اند به زوج ها حس خوشبختی کاذب تزریق کنند. بعد با بشقاب خالی شان عکس انداختند و با خودشان گفتند: چقدر ما باحالیم و خوشبخت. این موفقیت را هم بردند خارج زیرش نوشتند من و فلانم در یک روز خوب. در حالی که خارج از چربی پول در می آورد نه تولید مثل. همه چیز را از ابتدا اشتباه به عرض رساندند. شما همین فست فودها را ببین علم اقتصاد روی انگشت این ها می چرخد. در این میان شکم پرستی هم تاثیر بسزایی در تلقین خوشبختی داشته است "خانوم بچه ها رو بردیم دلی از عزا در بیاوریم" در حالی که خود عزاداری هامان با خورش های رنگ و لعاب دار کم از روزهای معمولی ندارد.
چلو کبابی روی ایمان و مسکن مردم نیز موثر واقع بوده است. این ایمان بر می گردد به فاصله زمانی ناهار و اذان مسجد، فاصله زمان شام و اذان مغرب که بوی غذای در حال طبخ چلوکبابی محل در تقوای آخوند محل هم خلل ایجاد می کند چه رسد به اهالی که "برویم جهت حضور ذهن چند سیخکی بزنیم خطبه را موکول کنیم بعد از ناهار. طوری که بغل هر مسجد یک چلو کبابی است یا بغل هر چلوکبابی یک مسجد که موجب برکت و مشتری آوری می شود.

Friday, August 08, 2014

طبق آخرین خبرها
مهدوی کنی با تیم دومش به سرمربی گری ولایتی می خواهد وارد مسابقه مرگ و زندگی شود. بار دیگر با تیم آمریکا به میدان می آید اگر جواب نداد به دانشجویان علوم پزشکی جهت تشریح سپرده می شود.

طنز- تفکیک جنسیتی در شهرداری


طی بخشنامه ای که صادر شد بررسی غیرت دینی در دستور کار شهردار تهران قرار گرفت.

آقای قالیباف برای تکذیب گفته های خود افزود: نه من می خواهم بدانم غیرت دینی ما کجا رفته است؟ (با لهجه فارسی-عربی)
یکی از کارمندان شهرداری در پاسخ گفت: آقا اجازه رفته مجلس تصویب بشه.
در ادامه قالیباف افزود: نه من می خواهم بدانم وقتی سه یا چهار نفر آقا با سه یا چهار نفر خانم در یک اتاق سه در چهار همکاری می کنند آیا آن وسط ها یک اتفاقاتی در حال رخ دادن نیست؟ که ما نمی دانیم. فاصله میز به میز کم است. اصلا همین خانم ها باید محیط کارشان مردزدایی شود به راحتی بتوانند از دور همی های زنانه، فال قهوه و غیره با هم دردو دل کنند. آقایان نیز در گفتن لطیفه های مورد دار بلامانع شوند.

نظر جامعه شناس ملی مذهبی
ایشان از این بخشنامه استقبال کرده و می گوید: کار خوبی می کنید، فشارها را بیشتر کنید. اضافه بر این طرز نشستن خانم ها را هم پوشش دهید که مورد تعرض دید کارمندان و مشتریان مرد قرار نگیرند.

در راستای به خطر نیافتادن غیرت دینی و سلامتی روانی اسلامی قالیباف ضمن تفکیک جنسیتی، شنود و ویدیو چک را نیز در اتاق کارمندان جاسازی کردند تا صحنه های منشوری را از اتاقک خود دنبال نمایند.

نائله يوسفی

Thursday, August 07, 2014

پیشگفتار مترجمان ایرانی - طنزانه

کتاب ترجمه شده به زبان فارسی را باز می کنم. از بای بسم الله از مادر و پدر گرام تشکر شده است که در روزها و ماه ها و سال های مشغولیت پسر دلبندشان ایشان را در پول تو جیبی و غذای مورد علاقه و ملاقه همراهی فرموده و هفتاد من مثنوی در باب آن نوشته شده است. یک چهارم کتاب را تمام کرده ام به نیمه دوم می رسم از همسر و فرزندانشان صحبت هایی شده است در مضمون اینکه کتاب را به جهت درک همسر، کاهش غرغرها، بر عهده گرفتن امور منزل در آن مدت به ایشان تقدیم کرده اند. (یاد گابريل گارسيا مارکز خدابيامرز افتادم که گفته بود یک روز زنم وارد اتاق شد و گفت در خانه چیزی برای خوردن نداریم پولش را هم نداریم مارکز که مشغول نوشتن بود در جواب گفت دیگر برای امور منزل مزاحم من نشو و تربیت بچه ها را خودت بر عهده بگیر.) ورق می زنم آن وسط ها به چیزکی از متن کتاب می رسم. ورق می زنم. در آخر یک امضا با نام مترجم می بینم که کتاب به خاندان ایشان به ترتیب حروف الفبا تقدیم شده است. اگر واقعا مترجمان تا این حد با فامیل گپ و گفت دارند یک جلد جداگانه پیشگفتار و تقدیرنامه بنویسند ما هی تف نزنیم ورق بزنیم.
نائله يوسفی

Sunday, June 29, 2014

طنز



مراجع فیس بوک طی بیانیه ای اعلام داشتند: هر گونه کشف عکس زولبيا بامیه با ساپورت به چهار هزار لایک و شصت ضربه شر محکوم خواهد شد.

مراجع تویتر ضمن محکوم دانستن ماه رمضان اظهار داشتند: هر گونه بوی دهان و تویت در باب گرسنگی، رفتن به نماز، قطع نوشیدنی های روشنفکری، خود داری از رفتن به کافه و کشیدن سیگار، کاربران ایرانی دچار حمله خشونت بار اسکرین شات و اخراج از کار خواهند شد.(به وضع احسان نوروزی دچار نشی صلوات بفرست)

مراجع تقلید اینستاگرام ضمن تبریک این ماه پر برکت و بی حرکت اعلام داشتند: در صورت افزایش تعداد عکس با هشتگ بخور بخور از بازه ی زمانی افطار تا سحر کاربران برنده یک کیلو برنج محسن، هایلی، رایتل، مای بی بی و صدو شصت جوایز نقدی و غیر نقدی خواهند شد.

Monday, March 10, 2014

دمپایی

 طنز

خانوم مصطفوی می گوید: امام به جهت تمیزی شش هفت جفت دمپایی شامل دمپایی دستشویی، دمپایی آشپزخانه و دمپایی حیاط دارند. حالا اگر ما این دمپایی ها را مورد بررسی کارشناسانه قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که دمپایی تاثیر بسزایی در حفظ سنت فرهنگی یک ایرانی دارد. حمل بر خودستایی نباشد توی خانه ما هم اتفاقا هفت جفت دمپایی هست با هفت حالت مختلف.
 حالت های دمپایی: دمپایی توی دستشویی، دمپایی بیرون دستشویی،  دمپایی توی آشپزخانه، دمپایی بیرون آشپزخانه، دمپایی توی حال دمپایی بیرون حال، دمپایی توی سر(از آلات تربیتی)
یحتمل دمپایی ها می تواند جز جهاز ایشان باشد. در این تورم آدم یه لنگه اش را هم نمی تواند جور کند با لنگه سال قبل.  سفره هفت سین مان هم به برکت تحریم ها همیشه یه سینش را ما نمی توانیم تهیه کنیم چه برسد دمپایی هایمان هفت دست باشد. در هر صورت این ها را می توان به عنوان اصول دین نام برده و در سوال های تستی تشریحی برا محصلان مورد ثبت تاریخ ِ شخصیتی دمپایی و انواع آن قرار گیرد. در پایان انسان باید طوری دمپایی بپوشد که نگویند طوری شده است.

Monday, December 09, 2013

وقتی دولت یازدهم لاغر می شود

وقتی دولت یازدهم لاغر می شود-طنز

دولت تدبیر و امید دستور چابك‌سازي، متناسب‌سازي، انعطاف‌پذيري و منطقي كردن اندازه دولت را صادر کرد.

رژیم لاغری راهکارهای بسیار طاقت فرسایی دارد که تقریبا افراد ِدر پی تناسب اندام با آنها آشنایی دارند. ما در اینجا قصد داریم شما را با لاغری سیاسی تضمینی بدون درد و عوارض آشنا نماییم.
فاز اول در راستای چابک سازی است. عوامل و کارمندان در حین کار با نرمش زبانی این شعارها را حذف -باز دولت/ باسیاست های فراوان/می زند از نان مردم- یا از ازل تا ابد بود ایران روی خط تورم-و شعار جدید را-شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک- توشه راه کنند

فاز دوم در راستای انعطاف پذیری وازلین نود درصد توصیه شده است که در صورت افزایش مشکلات کمر شکن در زمینه اقتصادی در ادارات کارمندان دولت این نرم کننده را در مکان های سفت و سخت مالش داده تا دچار دردهای سیاستِ موضعی نشوند

به منظور انتقال وظایف اجرایی وتبدیل پست های ثابت به موقت از شیوه ی بغلی بگیر چی رو بگیرم؟مدیریت رو. چیکارش کنم؟ بچرخونش- الگو گرفته و سازمان ها را پیش برند

Monday, November 11, 2013

طنز



معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به سوال خبرنگار مهر در خصوص رویکرد جدید امور پرورشی در مدارس گفت: فعالیتهای پرورشی عمیق گذشته ادامه یافته و فعالیتهای پرورشی شعاری حذف و فعالیتهای پرورشی جدید جایگزین آنها خواهد شد.

تا زمانی که ما در مدرسه محصل بوده ایم و تا زمان حال این برنامه ادامه دارد که چیزی به نام مربی پرورشی نداشته ایم و ندارند. اسمش را می شنیدیم. یک جور کلمه سورئالیست بود برایمان. می گفتند فردا زنگ پرورشی دارید دانش آموزان با شور و شوقی که نشان از رهاییِ یادگیری باشد برق خوشحالی در چشمانشان می زد آنوقت هر دبیری برای خودش یک برنامه برای گرفتن کلاس ترتیب می داد و بر سر گرفتن آن تکه زنگ همدیگر را تکه پاره می کردند. یکی می گفت من درسم عقب است و فصل امتحان نزدیک. آن یکی می گفت من آبستن ام و باید تا ماه آتی درس مربوطه را تمام کنم. یک دبیری هم داشتیم از سر جلو بودن درس ها سئوالات تیزهوشان را روی مغز ما مانور می داد و بی حوصله که می شدیم ته خیار سبز را توی سر و کله هم نشان می گرفتیم.

ایشان در ادامه بیان کردند: آموزش و پرورش تعلیم و تربیت اسلامی را برعهده دارد وظیفه اصلی اش آشنایی دانش آموزان با فرهنگ دینی برای مقابله با جنگ نرم است.

آنوقت مربی پرورشی بنشیند توی اتاق مدیر چای قند پهلو به سبک ناصرالدین شاه میل نمایند؟ اگر جوانان به اسلام قریب اند تا به این سطح نیاز به تعلیم است که کلاسی که مرتبط بان نیست درس تعلیم و تربیت اسلامی شود؟ پرورش در کل به معنای عمل است. نه موضوعاتی که نیاز به حافظه سپردن داشته باشند. این می شود مثل همان وقت هایی که زنگ ورزش و نقاشی مان را می گرفتند و می گفتند این دو موضوع ضریب کمتری دارند پس پرداختن به آن الزامی نیست و هیچوقت نبود. در ان چند ساعت می شود متناسب با سن دانش اموزان بحث عقاید کرد یا "فعالیت وایده های نو را پرورش داد". در هر صورت طبق موازین اسلامی حداقل اینکه می شود با مقاطع بالاتر بحث عرفان و فلسفه به راه انداخت و ذهن را با خلاقیت هایی که مربی سراغ دارد پرورش داد.

Monday, November 04, 2013

وقتی ایران پیر می شود


طنز

بنابر خبرگزاری ها چند سالی است که مسوولان از ضرورت افزایش جمعیت کشور خبر می‌دهند. علاوه بر این ازدیاد سالمندان با تاکید بر جنسیت که زنان را شامل می شود قوز بالا قوز شده است. راهی که برای سرانجام دادن به آنها در نظر گرفته شده و برنامه ای در دست مسئولین، به این صورت می باشد که زنان سالمند را به مناطق متروکه خارج ازشهر یا خطوط مرزی برده که مرز پاکستان جای بسیار مناسبی برای انجام پروژه می باشد. از شیوه توقف در مرگ ساراماگو الگو گرفته به مرزهایی جغرافیایی منتقل و سپس در زیر زمین مین کاری شوند. خوب همین ها خود به خود در اثر شرایط جوی و جغرافیایی پاکستان به دیار مرگ شتافته و مسئولان را از شر پرجمعیتی خود رها می سازند. از طرفی دیگر باید به فکر نیروهای تازه بود با این پیر و پاتال ها که نمی شود کشور را جوان نگه داشت. زیرش در می رود باید پدربزرگ ها و مادربزرگ ها که هر یک میراث فرهنگی هستند را بولدوزر کرد و از نو ساخت. در طرحی که به اجرا گذاشته شده است تمام لوازم پیش گیری از بارداری جمع آوری شده است تا اینکه گوشت دم توپ تولید شود، صدا و سیما برنامه شوک نود قسمتی بیرون دهد و روی مهران مدیری را کم کند و هر شب یک چاقو کش و قاتل را مهمان کند. سه اینکه یک کمی غرب زده بشویم به این صورت که آنها غیرشرعی زادو ولد می کنند، در خیابان ول می دهند ما گربه هایمان را شرعی بارور می کنیم و بعد به نام کودکان خیابانی رهاشان می سازیم و ایران را از پیرسالی نجات می دهیم.

Friday, November 01, 2013

پرشین هالووین

طنز

سال پیش یکی از دوستان ما را به خانه اش دعوت کرده بود همین که در خانه را باز کرد با یک کله کدو مواجه شدیم. پرسیدیم چه شده اید نکند مثل آقای بین سرتان گیرکرده است. بی جواب دست ما را کشاند و به داخل پذیرایی برد با گروهی از کله کدوتنبل ها مواجه شدیم چند تا از سرها را هم با شمع روشن توپُر کرده و کناره ها نهاده بودند. کدو خالی ها را برداشت یکی را سر بنده و دیگری را سر دوستمان کشاند. دو چشم و سوراخ تنفس و دهان هم رویش تعبیه شده بود. علاوه بر اینکه دست و پایمان را گم کرده بودیم کلاه هم سرمان رفته بود. هی به این و آن می خوردیم. چشم چشم را نمی دید. به دوستمان گفتیم: الان ما خانه وحشتیم؟ ایشان جواب دادند: سر در نمی آورم. حسابی سرمان رفته بود توی دخمه. تاریک بود. بازویمان را می گرفتند و به اینور وآنور کشانده می شدیم. یک سری ها می گفتند به سلامتی فلان و آنقدر در اشربه افراط کرده هر کدام یک وری ولو شده بودند. خلاصه منتظر بودیم راه به جایی بریم و در برویم از این مهلکه. راه در رو را پیدا، چشم و چالمان را با دوپا قرض کردیم و بیرون زدیم. چند روز بعد ایشان زنگ زدند که آن شب چه شدید یکهو؟ در جواب ایشان گفتیم: کاری برایمان پیش آمد بالاجبار قصد رفتن کردیم. فرمودند پس عکسهای پرشین هالووین را برایتان پست خواهیم کرد. مثل اینکه آنها یک چهارشنبه سوری دیگری به نام پرشین هالووین داشتند که ما از آن بی اطلاع بودیم.
در تتمه همین بس که این روزها شور و هیجان پرشین هالووین اعم از ایرانی های خارج و داخل و میانه نشین را در برگرفته است. ممکن هم هست در سالهای آتی تقویم نگاران به ثبتش برسانند. تا ما خیال نکنیم در تونل خانه وحشت گیر افتاده ایم و خشتکمان را به دهان گرفته در برویم.

Saturday, October 26, 2013

جیره بندی آب تهران

جیره بندی آب- طنز

شرکت آب و فاضلاب استان تهران از شهروندان استان تهران درخواست کرده است دست‌کم 20درصد از میزان مصرف روزانه آب خود را کاهش دهند تا از هرگونه محدودیت توزیع آب طی روزهای آتی جلوگیری شود.

طی اعلامیه بالا آب پشت سدها قفل و زنجیر شده است. برف های آب شده دماوند با فوت مسئولین سرد نگه داشته می شود که مبادا آب شده و سرازیر شوند. و اما وظیفه مردمی: شهروندان می بایست هنگام قضای حاجت از آبیاری قطره ای استفاده کنند و سیفون را تا فیها خالدون پایین نکشند. حمام را تا ماهی یک بار کاهش دهید و گاه با حوله نم کرده شوخ ها را از تن و بدن بزدایید. آنها که شرعیات به انجام می رسانند تعداد دفعات وضو را به حداقل رسانده به این صورت که صبح وظهر و عشا را خلاصه فرموده در یک وعده انجام دهید البته به شرطی که به سلامت مثانه و روده های مبارکه زیان وارد نشود. در شستن لباس ها از پودرلباسشویی کمی استفاده کنید در این صورت هم آب کمتری برای پاک شدن از کف لازم است و هم پودر کم مصرف می شود و آخر ماه جیبتان خالی نمی ماند. خلاصه فکر همه جای زندگی تان را بکنید که خربزه هم آب نمی شود و تمام هنداونه های روستاهای اطراف تهران پوست و استخوان مانده اند. هر یک شهروند باید یک پتروس باشد با انگشتانی استوار که علاوه بر اینکه روی سوراخ های صورت چون تخلیه بینی و گوش کاربرد دارد در جامعه هم کاربرد بسزایی ایفا کند. ماشین را با آب ِمیوه وسبزی شسته شده ذخیره کرده، برق بیندازند. در آبیاری درختان آب ظرف های شسته را درون سطل ریخته راهی باغچه کنید. به امام زاده ها دخیل ببندید، اعتکاف کنید و دست به دعای باران پاییزی شوید تا خداوند متعال باران امسال را چند وعده بیشتر نصیبتان بفرماید.

Thursday, October 24, 2013

یارانه

با روی کار آمدن طرح یارانه پرولتاریاها هنگام تمدید یارانه با قیافه بستانکارانه می گویند: بابا چرک پای دندان هم نیست. نرسیده به ماه خالی یم. از یک طرف به زخم وزیلی هامونم می خوره.ولی خب! دسته دوم هم طبق معمول از برکت داشته ها خورده برده های خودشان طماع هستند و می گویند با این چندر غاز نمی شود دنیا را گرفت. نمی شود برج ساخت. ماشین خرید. دور دنیا در هجده روز را گشت. پس ندن هم به جایی مان نمی خورد. یعنی بر نمی خورد. و اما زمان قطع یارانه که می رسد. پرولتاریاها می گویند: شنیدی جیره رو بستن؟ خرج آخورمان را با چه بدهیم. ای پول ِ بی وفا حالا سهم که هستی؟ بورژواها هم در حالی که آب از لب ولوچه شان آویزان است می گویند ای داد بی داد می گویم چرا حسابم این ماه رویش نرفت. شیون و زاری سر می دهند که خزان بانکم رسید حالا مال ِکه هستی و این شامل مهندس وپزشک مملکت که حقوق میلیونی هم می می گیرد می شود. با این حال هفتادوپنج میلیون طبل خالی داریم که سیر شدنی نیست و از آنجا که می گویند گرسنه سیر نمی شود دندان طمع هم کنده نمی شود مگر اینکه بگذاریم کرم بخورد و درد بکشد و توخالی شود و بالاخره خودش بین خشکه نان ها قورت داده شود.

Wednesday, October 09, 2013

پستچی در می زند

طنز


یک شب پستچی در می زند. نتانیاهو از پشت در می گوید: کی یه؟ پستچی می گوید: پستچی. نتانیاهو می گوید: بازم ایران و هسته ش؟ پستچی جواب می دهد نه یاهو ایرانه و پسته ش. نتانیاهو می گوید: نخواستم جان من برگرد برو مام وطن. پستچی می گوید ما ایرانی ها عادت نداریم هدیه برگشتی بزنیم. نتانیاهو می گوید: بابا نه پسته ای تو خواستم نه هسته ای تو خواستم



یک روز پستچی در می زند. نتانیاهو از پشت در می گوید: دستاتو نشون بده. پستچی می گوید: شلوار جین آوردم موزیک قر دار آوردم دخترتونو بردم. نتانیاهو در ادامه می گوید: گرگ در لباس میش؟ پستچی می گوید: برو بابا

یکی روز پستچی در می زند. اوباما ازپشت در می پرسد: اومدی گزینه های رو میز رو برداری؟ پستچی جواب می دهد: بسته پیشنهادی آوردم. اوباما می پرسد: گز هم داره؟ پستچی می گوید: به توافق رسیدیم شلوار راحتی هم می آریم دور هم باشیم.

یک روز پستچی در می زند. اوباما از پشت در می گوید: زنگ زدنت خطرناکه کی می تونی باشی؟ پستچی می گوید: بسته آوردم. اوباما می پرسد توش چی هست؟ پستچی جواب می دهد(به سبک احمدی نژاد): حالا من از شما می پرسم. من پاکستانی ام؟

یک روز پستچی در می زند. اوباما و نتانیاهو در پشت در ظاهر شده یک صدا می گویند: باید فکر کنیم. پستچی می گوید: تحریمشو ما بکشیم فکرشو شما بکنید؟




Monday, October 07, 2013

دایرة المعارف صف در ایران

 طنز

طبق قانون سوم نیوتن اگر ما صف را بگیریم او هم زمان ما را می گیرد علی الخصوص که اول صبح باشد و شکممان شروع به غرغر کردن و کی نان پنیرم را می دهید می کند

در اینجا ما شما را با انواع صف آشنا می کنیم

صف گرفتن دانش آموزان در مدرسه خاصیت ِبی خاصیتی دارد تنها خوبی اش ایستادن ته صف جهت نشستن، حرف زدن با دانش آموزان کلاس بالایی یا همکلاسی، کوتاه کردن ناخن برای هرچه دیرتر رسیدن به زیر ذره بین ناظم می باشد

صف گرفتن در بانک برای گرفتن یارانه ها: در این نوع که می توان آن را صف حمله ای نام نهاد جمعیت با نهایت نیروی ممکنه بر پشت هم( یک جور موج مکزیکی ایرانی است) فشار وارده را به جلو می کشانند تا یک ثانیه در دریافت یارانه هاشان دچار اتلاف وقت نشوند. 

صف مرغ،صف تخم مرغ، صف شیر، صف گاو، صف پسته، صف گوجه فرنگی به معنای فشار اقتصادی ونشان از  متورم شدن روحیه مردم دارد.

در صف اول نماز جمعه قرار گرفتن را به شما توصیه نمی کنم. پیشنهاد من انتخاب صف آخر به منظور راحت و بدون زیر نظر بودن امام جمعه است. همانطور که بوی جوراب های مطهر و عرق ِگنبدهای بالای سر حاجآقا و زیر بغل نمازگزاران به زیر دماغ می زند جهت خوابیدن و خرناس کشیدن در گوشه ای مناسب طبع است

 صف گرفتن برای بوسیدن دست امام جنبه زیارتی دارد و هر کس زودتر پوست ضریح ایشان را بوسه دهد یک پله بالاتر به مقام الهی نائل می گردد.





Saturday, July 20, 2013

رشته طنز

ما می خواهیم شما را با انواع رشته آشنا کنیم اگر هم آشنایی قبلی دارید شما ما را به آنها معرفی کنید تا از حضور مبارک شان مستفیذ شویم و نهایت عنایت را ببریم.

رشته برشته: این صفت موجود در حرف زدن معمولا در مجالس بورژواها و خاله زنکی ها یافت می شود یک نوع راز بقا است که در بعضی ژانرهای انسانی یافت می شود به معنای حرف پوچ و بی معنی زدن است.

 

ما در این رشته همه توی پیچ واپیچش دنبال خودمان می گردیم، راهی به جایی نمی یابیم و آنقدر پیچ و لول می خوریم سرانجام  با صورت فرش ِزمین می شویم که آن را رشته سردر گم می نامند

رشته فرنگی را خیلی انگلیسی باید خورد به این صورت که چنگال را تا مغز بشقاب فرو داده و به جهت دلخواه پیچ دهید از به هم خوردگی زیاد پیچ ها چنگال در رشته ها قفل شده و یا برعکس سپس نوش جان بفرمایید

این رشته را با ذکر مثال معرفی می نماییم: در بساط شب نشینی ها یکی از مُریدان تا لوزالمعده دهان به سخن گشود وراجی کرد و کرد تا این سرنخ سخن از شیخ بگرفت و هر چه ایشان به دنبال سرنخ افتادند راه به جایی نبردند. بالاخره نخ یک سر داشت سر دیگرش را هم رهانید و جان سالم به درد برد. این چنین شد که رشته کلام از دست شیخ پا به فرار نهاد

 

گاهی که در حال ریسیدن افکار هستیم که ناگهان مگسی پشه ای مزاحم اوقات گرانبهایمان شده حواسمان را پرت خودش می کند این این حرکت را هر چه رشته بودیم پنبه شد می نامند

 

و اینک می رسیم به رشته آخر که شناسنامه اش را برای شما عیان می کنیم. چیزی را جز آن نام شایسته نیست، ملقب به ضریح سبز، در آن شیرجه می زنیم، از همسایه برسد لذتش دو چندان است و نذری ِآن را که می خوریم متبرک می شویم اگر کسی دستش بهمان بخورد حاجتش را می گیرد، آش رشته، نوش جان تان.

 

 

Sunday, June 23, 2013

کلید

در جریان برگزیده شدن آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور به  چند نمونه از درخواست های مردم آگاهی می یابیم:

جامعه هنرمندان

ببخشید آقای روحانی می شه زحمت بکشید کلید خونتون رو بدید باهاش در خانه هنرمندان رو هم باز کنیم؟

جامعه انتلکتوئل

آقای روحانی بعد از میل کردن قهوه تان لطف می کنید یه تکه پا برید کلید سازیتون یه کلید بسازید برای باز کردن فکرهای در بسته

جامعه کاپیتالیسم

آقای روحانی کلیدتونو بدید روش طرح امامه بزنم، توخالیاشو بنفش پر کنم تو طلافروشیم بفروشم برکت میاره 

جامعه مذهبی

آقای روحانی شما که این همه کلید می سازید و باز می کنید یه کلید بدید ما در دهن مردمو قفل کنیم پشت سر دخترامون حرف در نیارن

جامعه ورزشی

آقای روحانی اون کلیدی که باهاش در ورزشگاه رو به روی خانوما باز می کنن کجا گذاشتین هرچی می گردیم پیدا نمی کنیم

جامعه کارگری

آقای روحانی قربون دستت کلید در خوشبختی رو بدید زن و بچم شکمشون خالیه بندازم تو قفل یخچال یه عمر دعامون پشت سرتونه