Showing posts with label معرفی_کتاب. Show all posts
Showing posts with label معرفی_کتاب. Show all posts

Tuesday, February 28, 2017

چگونه یک کتابخوان حرفه ای باشیم

منتشر شده در

#نشریه صدف
- کتابخوان حرفه ای شدن با پرورش ذهن   - نائله یوسفی
‏از آنجا که انتخاب کتاب با کیفیت مشکل شده است و هر روزه تعداد بی شماری کتاب های زرد و تهی از محتوا وارد بازار ادبی می شود برای گزینش ابتدا باید به نام نویسنده کتاب رجوع کرد. برای شروع از نثر کلاسیک و رمان می شود خود را علاقمند به کتابخوانی کرد و این به سلیقه فردی بستگی دارد که چه نثری را برگزیند اما من می گویم با هر نثری می شود لذت برد به شرطی که انتخابمان درست باشد. نویسنده هایی چون تولستوی، چخوف، غلامحسین ساعدی، احمد محمود، همینگوی، صادق چوبک ساختار ادبی روان و در عین حال قوی دارند. چون به دردهای عصر خود پرداخته اندکه در هر دوره زمانی تازه است.    
‏دوره ده جلدی کتاب کلیدر و تمامی کتاب های محمود دولت آبادی شامل کلمات و زبان بومی است که دایره لغات را برای نوشتن گسترده می کند و نثر روستایی و قبیله ای حائز اهمیتی دارد. اگر فلسفه شما را خسته می کند و درک جملات یک کتاب فلسفی برایتان دشوار است رمان های فلسفی چون: دوره ده جلدی ژان کریستف به قلم رومن رولان که تا کنون چهار جلد آن ترجمه شده است و در موضوع زندگی شخصی، موسیقی، موسیقیدان و سیاست های اروپایی وعصری است که شخصیت اصلی داستان یعنی ژان کریستف از کودکی در آن حضور دارد، مطالعه کنید و دوره هشت جلدی کتاب مارسل پروست که عشق و زندگانی و معشوقه و عاشق و اشرافیت و بورژوازی را با فلسفه ای معرکه در هم می آمیزد به گونه ای که طولانی ترین یک جمله فلسفی اش یک صفحه یا به پنجاه کلمه در یک جمله می رسد و باید هر جمله را با لذت دوباره و چند باره مرور کنی تا به سر نخ ابتدای جمله برسی که مفهوم را درک کنی. پس از اینها برای آشنایی با فلسفه کلاسیک و معاصر ابتدا می توان از کتاب های کم حجم شروع کرد: فلسفه ترس، فلسفه طنز، کلیات فلسفه، دوره چهارجلدی آثار افلاطون که مباحث فلسفی و دیالکتیک های سقراط را گرد آوری کرده است و سپس دوره نه جلدی تاریخ فلسفه کاپلستون.
‏کارلوس فوئنتس، ماریووارگاس یوسا، جورج اورول، امیل زولا، خورخه لوییس بورخس، ژان پل سارتر، ریچاردبراتیگان و لویی فردینان سلین(این دو با شجاعت به وسیله نثرعامیانه ساختار شکنی کردند و پا به عرصه گذاشتند) از نویسندگانی هستند که کمترشناخته شده اند و پوپولیست ها تنها به نویسنده هایی چون کافکا و هدایت بسنده می کنند و همین دو کتاب را برای فرهیختگی خود کامل می دانند. به این دلیل به معرفی ناشناخته شده ها پرداخته ام.
‏ به صورت یک در میان پس از هر رمان یک کتاب تاریخ مانند دوره چند جلدی تاریخ طبری، تاریخ روسیه شوروی، تاریخ عثمانی شامل پنج جلد و تاریخ بیهقی که نثرمشکلی دارد، قرار دهید.
‏کتاب های روانشناسی که ارزش خواندن داشته باشد را به سختی می شود برگزید زیرا اکثر موارد فقط ارزش بازاری دارند نه علمی و روانشناسی. کتاب هایی را نام می برم که می دانم به یقین از خواندنش لذت خواهید برد و در زندگی روزمره روی عملکردتان در جامعه و ارتباط با آدم ها تاثیر قابل توجهی خواهد گذاشت:
‏*کتاب ارتباط بدون خشونت زبان زندگی از مارشال روزنبرگ و کتاب تضادهای درونی ما به قلم کارن هورنای
‏کتاب اول علاوه بر آموزش کنترل خشم و اینکه ما در خشمم مان چه نیازهایی داریم، انواع نیازها را با مثال هایی که همه ما در زندگی مان اتفاق می افتد، چگونگی همدردی با فرد عصبی و درک او و استفاده از فن بیان که به شخص عصبی کمک کنیم تا نیازش را با آرامش بیان کند، ارائه می دهد. به ویژه هنگامی که انسان در تنگناهای عاطفی قرار می گیرد و با خشونت باعث می شود طرف مقابل هر رفتار نادرست و بی اعتنایی هایی که داشته است را منطقی جلوه داده و به خودش حق طرد کردن شما را بدهد.
‏کتاب دوم به معرفی تیپ های شخصیتی و نوع بیماری شخصیتی شان که برای خود آن فرد نوعی افتخار و غرور است، می پردازد که شامل چند بخش مهرطلبی، برتری طلبی، عزلت گزینی، خود ایده آلی، تعکیس، تعادل تصنعی و سطحی  است. برای شناخت هر کدام مثال هایی دارد که ما در افراد جامعه می توانیم با این مثال های کاربردی به وضوح تشخیص دهیم.
‏ در موضوع طنز،عزیز نسین با نثر خودمانی و دلچسب نویسنده و روزنامه نگار ترکیه ای تبار بیش از پنجاه جلد کتاب طنز باموضوعات مختلف دارد و در مصاحبه اش متذکر شده است که آنقدر سریع می نوشته است که فرصت ویراش متن ها را نداشته و این سخنش با خواندن داستان های کوتاه طنزش کاملا صدق می کند.
‏به مرور زمان و آشنایی با این گونه نویسندگان هر شخص قلق کیفیت کتاب خوب به دستش خواهد آمد و به معرفت شناسی کتاب خواهد رسید. توجه داشته باشیم که ذهنمان را معطوف به یک موضوع خاص و نویسنده خاص نکنیم با خواندن کتاب در هر ژانری در هر موضوع رمان، فلسفه، تاریخ و غیره جهان بینی خود را گسترش می دهیم و این بزرگ ترین نعمت برای اندیشه ما است.
https://t.me/nellynevesht

Monday, May 02, 2016

کافکا از چه می گوید

 فرانتس کافکا متولد شده در پراگ و از یک خانواده یهودی ِآلمانی زبان است. او بر اثر بیماری سل در سوم ژوئن هزار و نهصد و بیست و چهار در گذشت. کافکا اعتماد به نفس چندانی برای انتشار نوشته های خود نداشت و در اکثر مواقع دوست او ماکس برود او را تشویق به انتشار آنها می کرد. جایی نیز در یادداشت های خود که ازفرستادن نوشته هایش پشیمان شده بود، نوشت: کاش دست نوشته هایم را پس می فرستاد. در آن صورت این امکان را داشتم که فقط همان اندازه تیره بخت باشم که پیش ترها بودم.
قلم کافکا هر خواننده عامی را به سوی خود نمی کشاند. او خواننده را در سردرگمی های فلسفی به دنبال خود می کشاند. گمراه می کند، می میراند، زنده می گرداند و همه این غیرمعمول ها را معمول و نزدیک به یک رئالیسم جادویی  روایت می کند. او از که و از چه می گوید؟ شخصیت ها را گره کور می زند، طوری که اگر بدون تمرکز به خوانش بپردازی جز کلافگی متوجه مفهومی دیگر نخواهی شد. مجموعه داستان های کوتاه کافکا حاوی عادی گراییِ خالی از سانتی مانتالیسم یا بی رحمانه شخصیت هایی است که به صورت معکوس بیشتر ازابتدا، از اندیشه های فابل(fabula) به پیچیده ترین شکل ممکن نوشته شده است.  روای های آن گاه گرگور مسخ است  که به حشره ای تبدیل شده است. وحشت از آنجاست که تبدیل شدن گرگور به یک حشره خانواده او را آنقدر نمی ترساند که جریان زندگی شان را مختل کند. آنها پس از گذشت مدت زمانی کوتاه طبق روزمرگی های پیشین با احترامی کمتر و نادیده تر و تحقیرآمیز تر با او رفتار می کنند. او را از دید دیگران مخفی نگه می دارند و آزادی او به زیر یک مبل، خزیدن های غم انگیز ِحاصل از تنهایی روی سقف محدود می شود. و نیز در سرزمین محکومان هنگامی که افسر نحوه کارکرد دستگاه مخصوص اعدام را با حضور محکوم بی رحمانه توضیح می دهد مسافر پژوهشگر نیز با رفتاری کاملا معمول در مقابل آنها می نگرد و همین سکوت نوعی ازشقاوت آنها است که در طبیعت انسانی اثر های ادبی او عادی سازی شده است.

 پرنده ای که از دشواری می گوید. از لانه می گوید. از خزه ها با دیدی هراس انگیز که زندگی طبیعی او را به خطر می اندازند سخن می گوید. نقطه مشترک تمام داستان های او سردرگمی، نگرانی، اندوه بازگشت و رفتن است. زندگی انسانی در قالب های غیرانسانی، حیوانی توصیف می شود. به سگ هویت و شناسنامه و اندیشه ی فردی ِ خاص می دهد. مانند وقتی که یک سگ در پژوهش هایش تحلیل علمی و عمیق ارائه می دهد. آنجا که می گوید :"از جهان سراسر دروغ بیرون بزنم جهانی که در آن حقیقت را از هیچکس نمی توان شنید. تنهایی من از دیگران نبود ازخودم بود و بس." از دروغ ها گله مند است و مرگ را طبیعی تر معمول تر از آنچه می نماید که انسان های بیرون در مواجهه با آن عکس العمل های جنون آمیز نشان می دهند و خود را به زندگی متعلق می دانند.
 در متن "او" او آنقدر در ملال است که دیگر بستر را وسیله آرامش نمی پندارد، در میان تضاد کلمات به جان خویش می افتد: "فضایل همه فردی اند، معایب همه اجتماعی. آنچه فضیلت اجتماعی خوانده می شود مثلا عشق، از خود گذشتگی، عدالت، فداکاری، فقط عیبی اجتماعی است که به طرزی غریب ازشدت آن کاسته شده است. کافکا شاید اینگونه حقیقت های اخلاقی و غیر اخلاقی انسان ها و رنج های درونی را به دور از کلیشه به شیوه مخصوص خودش بیان می کند. هر آنچه که بود و است او توانست در میان خسته گانِ نا امید و اظطرار و تشویش، جای پای خود را قرن ها در ادبیات رنج ها و درد ها سفت کند.
"من مرداب ها را خشک نمی کنم بلکه میان بخارات تب آلود آن زندگی می کنم."

Wednesday, October 14, 2015

بلم سنگی

منتشر شده در نشریه صدف
نویسنده: ژوزه ساراماگو

ژوزه دو سوسا ساراماگو، برنده جایزه نوبل در 16  نوامبر سال 1922 میلادی در روستای کوچکی در شمال شرق لیسبون، مرکز کشور پرتغال، به دنیا آمد. او تاریخ محاصره لیسبون را در قالب نثری جادویی در این کتاب به تصویر می کشد که آرامش جامعه انسانی دچار تزلزل و فروپاشی شده است. همچنین کتابی به نام تاریخ محاصره لیسبون به انتشار رسانده است.

رمان بلم سنگی به قلم ژوزه ساراماگو که مانند"کوری" با یک رئالیست جادویی-فلسفی نوشته شده جای خوبی در کنار صدسال تنهایی گابریل گارسيا مارکز باز کرده است، با نام ها و اسم های نه چندان آسان و مخاطبانش او را با همین سبک و گاه سورئالیست می شناسند. رمان پنج قهرمان دارد. همه چیز با سه شخصیت اصلی رویداد برانگیزنده و افسانه ای شروع می شود. یک-پدرو اورسه که به طرز اعجاب انگیزی لرزش مداوم زمین را زیر پای خود حس می کند، دو- ژواکیم ساسا که سنگی چند برابر نیروی بدنی خود به دریا پرتاب می کند و سه- ژوزه آنائیسو که دسته ای از سارها به دنبال او به هر کجا راه افتاده اند. پس از این ها شبه جزیره ایبری شروع به شکاف برداشتن از فرانسه و بعد اروپا می کند. دسته ای که  رفتارها و کارهای غیر طبیعی آن سه شخصیت را از نزدیک دیده بودند این واقعه را نشانه پایان دنیا و سحر و جادو را در آن ها دخیل می دانند و دسته دوم خبرنگارها و باستان شناسان  که به دنبال دلیل ها و مستندهای علمی آن وارد بعد فلسفی ماجرا می شوند که چگونه طبیعت با بی رحمی علم و تکنولوژی انسانی را زیر سؤال برده است. ماجرا به سویی پیش می رود که مرز میان تشخیص دنیای فلسفی و خرافات باریک و حتی تمییز پیگیری بین پدیده های زمین شناسی و انسان شناختی سخت می شود. به این ترتیب تمام طبقات اجتماع درگیر این واقعه می شوند، به ویژه سیاستمداران استعمارگر اروپایی آن زمان که در این بلبشو در پی گرفتن ماهی از آب گل آلودند. ساراماگو در اینجا نیز مانند"کوری" از یک نابینایی فلسفی سخن به میان می آرد که اجتماع انسانی را اسیر خود کرده است. هیاهوی مردمانی که می بیند و در عین حال نمی بیند.  رمان با راوی صبوری پیش می رود که با ادبیاتی خلاق خواننده را به خواب حیوانات می برد، به لذت مکالمات شخصیت ها و اتفاقات و در انتها خواندن این قلم جادویی خالی از لذت نیست.

سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی

منتشر شده در نشریه صدف
نویسنده: فریدریش نیچه

نیچه در این کتاب به تاثیر تاریخ( گذشته) بر نسل آینده بشر می پردازد: به عقیده او "فقط شخصیت های نیرومند در مقابل تاریخ دوام می آورند ناتوانان کلا به وسیله تاریخ معدوم می شوند." از این گفته می شود این گونه برداشت کرد که تاریخ ایستا نیست و اگر انسان از زمان خود پیش تر باشد می تواند بر گذشته تفوق یافته پیروز شود و اگر در زمان، رکود بماند و تنها از تاریخ زمان پیشین که توسط گذشته گانش شکل گرفته است، استفاده ببرد شکست خورده عصر خود خواهد شد. زیرا که تاریخ هم تاریخ مصرف دارد.

در جای دیگری از کتاب می خوانیم:"از آنجا که ما نتیجه نسل های قبل هستیم، نتیجه انحرافات، شهوات، خطایا و حتی جنایت های آنها نیز هستیم به هیچ وجه امکان رهایی کامل از این زنجیره وجود ندارد." در برداشت دوم می توان این تفکر را در موضوع رابطه انسان با گذشته انسان  که خود تاریخ ساز است یک رابطه ذاتی دانست بی آنکه اکتساب بر آینده تاثیر گذار باشد. امکان این را دارد که او جنگ هارا نتیجه روان تربیت نشده می داند که با وجود تمدن هنوز روحیه خشونت طلبی انسان های اولیه را داراست.
و سوم از دیوید هیوم نام می برد که با نا امیدی معتقد است: "آنچه لحظات اولیه زندگی نمی توانند به ما ارزانی دارند چگونه می توان از لحظات دیگر ما بقی حیات انتظار داشت." آن هنگام که گذشته نتوانسته سعادت انسان را به ارمغان آورد آیا ارزش آن  را دارد که برای آینده زمان خود تغییری حیاتی ایجاد کند؟ و نیچه تئوری های خود را با این گفته پایان می دهد که "من در زندگی هیچ هدفی بالاتر از نابود شدن نمی بینم. نابود شدنی که بعد از صرف تمام نیروهای ذهنی پیش آمده باشد." ممکن بوده که در نهایت با بیان همه این ها با یک شکست ذهنی روبرو شده باشد ولی همچنان بر این که گذشته در آینده انسان و انواع رابطه هایش(اقتصادی، اجتماعی، سیاسی،عاطفی) انکار ناشدنی است تاکید داشته است.