Wednesday, October 14, 2015

بلم سنگی

منتشر شده در نشریه صدف
نویسنده: ژوزه ساراماگو

ژوزه دو سوسا ساراماگو، برنده جایزه نوبل در 16  نوامبر سال 1922 میلادی در روستای کوچکی در شمال شرق لیسبون، مرکز کشور پرتغال، به دنیا آمد. او تاریخ محاصره لیسبون را در قالب نثری جادویی در این کتاب به تصویر می کشد که آرامش جامعه انسانی دچار تزلزل و فروپاشی شده است. همچنین کتابی به نام تاریخ محاصره لیسبون به انتشار رسانده است.

رمان بلم سنگی به قلم ژوزه ساراماگو که مانند"کوری" با یک رئالیست جادویی-فلسفی نوشته شده جای خوبی در کنار صدسال تنهایی گابریل گارسيا مارکز باز کرده است، با نام ها و اسم های نه چندان آسان و مخاطبانش او را با همین سبک و گاه سورئالیست می شناسند. رمان پنج قهرمان دارد. همه چیز با سه شخصیت اصلی رویداد برانگیزنده و افسانه ای شروع می شود. یک-پدرو اورسه که به طرز اعجاب انگیزی لرزش مداوم زمین را زیر پای خود حس می کند، دو- ژواکیم ساسا که سنگی چند برابر نیروی بدنی خود به دریا پرتاب می کند و سه- ژوزه آنائیسو که دسته ای از سارها به دنبال او به هر کجا راه افتاده اند. پس از این ها شبه جزیره ایبری شروع به شکاف برداشتن از فرانسه و بعد اروپا می کند. دسته ای که  رفتارها و کارهای غیر طبیعی آن سه شخصیت را از نزدیک دیده بودند این واقعه را نشانه پایان دنیا و سحر و جادو را در آن ها دخیل می دانند و دسته دوم خبرنگارها و باستان شناسان  که به دنبال دلیل ها و مستندهای علمی آن وارد بعد فلسفی ماجرا می شوند که چگونه طبیعت با بی رحمی علم و تکنولوژی انسانی را زیر سؤال برده است. ماجرا به سویی پیش می رود که مرز میان تشخیص دنیای فلسفی و خرافات باریک و حتی تمییز پیگیری بین پدیده های زمین شناسی و انسان شناختی سخت می شود. به این ترتیب تمام طبقات اجتماع درگیر این واقعه می شوند، به ویژه سیاستمداران استعمارگر اروپایی آن زمان که در این بلبشو در پی گرفتن ماهی از آب گل آلودند. ساراماگو در اینجا نیز مانند"کوری" از یک نابینایی فلسفی سخن به میان می آرد که اجتماع انسانی را اسیر خود کرده است. هیاهوی مردمانی که می بیند و در عین حال نمی بیند.  رمان با راوی صبوری پیش می رود که با ادبیاتی خلاق خواننده را به خواب حیوانات می برد، به لذت مکالمات شخصیت ها و اتفاقات و در انتها خواندن این قلم جادویی خالی از لذت نیست.

No comments:

Post a Comment