منتشر شده در نشریه صدف
نویسنده: فریدریش نیچه
نیچه در این کتاب به تاثیر تاریخ( گذشته) بر نسل آینده بشر می پردازد: به عقیده او "فقط شخصیت های نیرومند در مقابل تاریخ دوام می آورند ناتوانان کلا به وسیله تاریخ معدوم می شوند." از این گفته می شود این گونه برداشت کرد که تاریخ ایستا نیست و اگر انسان از زمان خود پیش تر باشد می تواند بر گذشته تفوق یافته پیروز شود و اگر در زمان، رکود بماند و تنها از تاریخ زمان پیشین که توسط گذشته گانش شکل گرفته است، استفاده ببرد شکست خورده عصر خود خواهد شد. زیرا که تاریخ هم تاریخ مصرف دارد.
در جای دیگری از کتاب می خوانیم:"از آنجا که ما نتیجه نسل های قبل هستیم، نتیجه انحرافات، شهوات، خطایا و حتی جنایت های آنها نیز هستیم به هیچ وجه امکان رهایی کامل از این زنجیره وجود ندارد." در برداشت دوم می توان این تفکر را در موضوع رابطه انسان با گذشته انسان که خود تاریخ ساز است یک رابطه ذاتی دانست بی آنکه اکتساب بر آینده تاثیر گذار باشد. امکان این را دارد که او جنگ هارا نتیجه روان تربیت نشده می داند که با وجود تمدن هنوز روحیه خشونت طلبی انسان های اولیه را داراست.
و سوم از دیوید هیوم نام می برد که با نا امیدی معتقد است: "آنچه لحظات اولیه زندگی نمی توانند به ما ارزانی دارند چگونه می توان از لحظات دیگر ما بقی حیات انتظار داشت." آن هنگام که گذشته نتوانسته سعادت انسان را به ارمغان آورد آیا ارزش آن را دارد که برای آینده زمان خود تغییری حیاتی ایجاد کند؟ و نیچه تئوری های خود را با این گفته پایان می دهد که "من در زندگی هیچ هدفی بالاتر از نابود شدن نمی بینم. نابود شدنی که بعد از صرف تمام نیروهای ذهنی پیش آمده باشد." ممکن بوده که در نهایت با بیان همه این ها با یک شکست ذهنی روبرو شده باشد ولی همچنان بر این که گذشته در آینده انسان و انواع رابطه هایش(اقتصادی، اجتماعی، سیاسی،عاطفی) انکار ناشدنی است تاکید داشته است.
No comments:
Post a Comment