بعد از قتلم درحین اینکه همکار پلیس صحنه رو داره براش به تصویر می کشه بین حرفاش میگه مقتول از زندگی فعلیش رضایت نداشته. روحیه ی غریبی داشته. توی کارها به شدت جدی بوده .به طورغیرمنتظره ای سرشوخی رو باز میکرده و خودش میخندیده اطرافیان رو هم از شدت تعجب به خنده وا میداشته این حرکتش .همون لحظه حالت عصبی میگرفته بدون دلیل و دوباره یک آن بدون دلیل ارام میشده
No comments:
Post a Comment