Sunday, August 19, 2012

معمولی کیست

 تعطیلات برایشان تعطیلات است. عیدبریشان عیداست. روزهای عادی بریشان عادیست. سرکارمی روند.دانشگاه می روند.آرایشگاه میروند.کلاسهای آموزشی ثبت نام می کنند بدون غصه خوردن در تهیه پولشان. شب به خانه می آیند .زنشان با حالتی خسته کننده به صرف شام صدایشان می زند. بعد از شام بایک حس پوچ که غم انگیزی درش نباشد به خواب میروند . یا زن به طور خیلی معمولی درخانه یا بیرون مشغول کارهای روزمره است. اینها ادمهای معمولی اند. اینهابرایشان روزهای شادی مثل عید و عروسی همان روزهای شادیست وبایدیا بهتر بگویم انگار خودشان را موظف کرده اند شاد باشند ودر ان لحظات غم در دلشان رخت نمی شورد مشغول پذیرایی و رقص و لیوان مشروب به هم زدن هستند. در روزهای غمشان مثل مجلس های عزاداری باید زور بزنند چند قطره اشک به نمایش بگذارند یا لب ها را به جلو دهند و حالت بغض به خودگیرند تا مراسم غم را طبق معمول مثل همه به جا آورند .  طبق شیوه زندگی که به خوردشون داده اند عمل می کنند دست خودشان نیست انگار.بلد نیستندبه فراترازین روزمردگی ها فکر کنند.حتی اگر بروی همین ها را در گوششان بگویی به تو میگویند ادای ادمای مغرور و متفاوت را در نیاور. کی باورش میشود تو نمیخوانی مثل آنها باشی . کی؟ حالا فهمیدید کانسپت ادمهای معمولی چیست؟ و چرا در دنیای مجازی به واسطه ی بازسازی ذهن چند نفر به وسیله ی همان آدمهای غیر معمولی دیگر تعداد غیر معمولی ها بانقاب ظاهر سازی عددشان دارد به کهکشان می کشد؟ زور میزنند معمولی نباشند. معمولی بودن زور زدن ندارد کافیست زندگی را با چاشنی های متفاوت بچشی .معمولی بودن یعنی تکراری ،یک دست ،مثل بقیه.
 من ولی زور نزدم. زور نزدم که معمولی نباشم .من به طور خیلی معمولی غیر معمولیم گذر لحظه های زندگیم مثل هیچکس نبود که بخواهم بافشار روحیه ام را ظاهرسازی کنم . مفتخر نیستم به صفتی که به خودنسبت داده ام .جایی هم دارد برای غصه خوردن به حالم چون غیر معمولی بودنم از نوع غمگین هاست .من یک غیر معمولی ِغمگین هستم

No comments:

Post a Comment