Monday, March 25, 2013

چقد بهم ظلم شد. چقد بهم ظلمو خیانت کردین دونفری تورابطه ی عاشقانم سه نفری بود و من نمیدونستم. هم می دونستم هم نمی دونستم. فکر می کردم چون با منی اون تو خاطرت کمرنگ شده و برات مهم نیست اما مهم بود. حالا که ایمیلایی که به اسم اون میفرستادمو باز میکردی مال منو نه. بیشتر معلوم شد. درد می کشم. هیچ لذتی نبردم تو اون دوران. همش ترس. همش دلهره. همش ترس ازینکه انلاین میشه جواب اون رو می دی بهش پی ام می دی. یا هرجا اون یا اسمش به چشمت میوفته بیهوش میشی جواب من رو نمیدی. اون اس ام اس ها که گاهی اسم اون رو به جای اسم من اشتبا می نوشتی. ازینکه من مثل اون که با تو بود و از داشتنت لذت می برد چون تو اون رو خیلی دوست داشتی حسودیم میشه که با من اینطور نبودی. اون دل تورو قبلا برده بود و دیگه جایی برای من نبود  نمیتونستی عاشق من باشی. به من توجه کنی. همش درد کشیدم. همش تو رابطه احساس تنهایی کردم. همش بی توجهی دیدم. همش زجر همش زجر. وقتی دختره ازت خواسته بود رابطونو کم کنید چون اون ایران بود اونوقت من رو وسیله ای برای سرگرمی و کمتر فکر کردن به اون قرار دادی. برای اینکه تنهایی اذیتت نکنه. تو این پنج سال همش فکر خودت بودی. وقتی اون احساس وابستگی نسبت به دختره از دلت بیرون رفت به من هم سردتر از قبل شدی و در اخر رهام کردی. ولی به چه قیمتی. من که اهل دوست بازی نبودم گفتی منو برا همیشه میخوای تو من رو به خودت امیدوار کردی. به بودنت. یک آن به من ضربه زدی. من ضربه خوردم. من ضربه سنگینی خوردم.ازینکه داری یه جایی توی این شهر لذت می بری از زندگیت و من رو رها کردی داغونم

No comments:

Post a Comment