Tuesday, April 23, 2013

اونوقتاکه نصفه شب میرفتم اشپزخونه نون پنیر میخوردم به عشق تو بود که فرداش بگم شبا شب خوری دارم و یه داستان بامزه ازدیشبی که اتفاق نیوفتاته یا افتاده که اکثرا میوفتاد رو  بسازمو بهت بگم یا برات نامه بنویسم و ایمیل کنم وای که چه روزای خوبی بود:((

No comments:

Post a Comment