Thursday, June 20, 2013

و دیگر هیچ

سکوت آدم ها همیشه هم زیبا نیست. همیشه هم قابل ستایش نیست. سکوت ها اسم دارند. سکوت شکننده آدم را ویران میکند. ابتدا تو را آنطور که هستی و نمی خواهند به قوت بی تفاوتی تحمل می کنند. لبخند ملیحی به لب می آورند. حرفی برای گفتن ندارند معمولا. صبورند این سکوت ها. هرگز نگاه کنجکاوانه ای به تو ندارند. با بی تفاوتی تنبیه ات می کنند. می روند می آیند. سلام می کنند و می رسانند. زیادی شان می کنی. شنونده خوبی هستند، اما هنوز. خوب و مکار. آنقدر تو را می شنوند که از تو پر می شوند. سر ریز می شوند. سر می روند از تویی که درونشان را با دوست داشتن هایت، محبتت، غر زدن هایت انباشته ایی. این سکوت ها بی آنکه آگاه شوی وابسته و در سکوتی که مغموم ات کرده اند رهایت می کنند. سقوط به عمیق ترین عمق تنهایی هایت. به تنهایی که در هست ِاو هم بود و حالا دو برابرش را متحمل می شوی. بعضی سکوت ها می آیند و شادی می آورند بعضی ها تنها تنهایی و اندوه. این سکوت ها را نامش عشق نهاده اند.

No comments:

Post a Comment