Sunday, June 23, 2013

همتون خوشین. همتون دل خوشی دارین. بچه بودین بزرگ شدین میگین اخ و اوخ دلم برا بچگی تنگ شده بزرگ میشین ننه بابا پول دانشگاتونو میدن . دانشگا تموم میکنید. کار می کنید. نوبت دوس دختر بازیتون که تموم شد و کلی دل از دخترا شکستید و وعده وعیدایی که دادید زیر پا گذاشتید  می رید از بانک وام میگیرید و با پس انداز خودتون و ننه باباتون واسه ازدواج پول تهیه می کنید یه دختر غیر ازونی که بهش قول ازدواج دادید رو می گایید، اگه دختر باشید هم جهزیه می خرید شوهر میاد می گائتون. پسرا می رن خواستگاری و زن می گیرن و کون دختره میزارید که اسمش زنتونه و اونشب اسم شب زفاف میگیره. عکس عروسی و عقدتونم تو شبکه های اجتماعی می زارید و بقیه رو خبر می کنید که ما داریم ازدواج می کنیم. خب به کیر نداشتم . از رستوران رفتناتون. کشورای دیگه دونفری رفتناتون عکس میزارید. زندگی تولید مثلی تونو ادامه میدید اسپرم می کنید تو کون زنتون بعد یه سال بچه پس می ندازید بیرون. دلتون به همینا خوشه. مثلا یکی مثل من بگه من بچه نمیخوام هیچ پسری طرفش نمی یاد.  تخم و تره هاتونو می برین پارک جمعه به جمعه بزرگش می کنید اونم مث خودتون دامادش می کنید و ادامه ی نسل... فکر می کنید خوشبختیت و واقعا هم هستید بخدا آخه به دغدغه ای دیگه قد نمیده طرز تفکرتون و اکثرا هم در جواب من می گید اره دیگه خوشبختی همینه تو مغروری. بهتره همین فکرو هم بکنید که خوشبختیت فکر دیگه ای ازتون بر نمیاد. انتظاری نمیره از طرف من از شما. عقلتون به زیر شکم و شکم و بچه می رسه غیر ازین سه تا هیچ چیز ذهنتون رو مشغول نکرده. برا همین هیچ مردی نمی تونه من رو تحمل کنه. تنهاییم رو. یه وقتایی هم که دلم می خواد برای همیشه ازقید تعلق آزاد باشم اینو بعد یک سال که معشوقم رهام کرد مصم شدم به اینطور بودنم چون دیگه هیچکس نمیتونه به دلم بنشینه. اینکه معیار من برای ازدواج فقط دو نفر هست همیشه بوده نه بعد از شکست عشقیم. نفر سوم تنهایی دو نفرمون هست. و اینکه من سهمی از تنهاییم رو به نوشتن بزارم حتی اگه نوشتن نباشه فقط بچه نباشه توش . زندگی که بچه توش نباشه. خلاصه که پستاندارهای انسان نمایی هستید. دنیاتون کوچیکه. خیلی کوچیک. حیوونای انسان نمایی هستید.

No comments:

Post a Comment