نصفه شب ها که می شود به سرمان میزند مثل دزدهای دریایی زیر زیرکی برویم توی آشپزخانه نان و پنیر بخوریم اگر هم شکممان زیادی حالش وخیم باشد تمام یخچال را آینه تحویل می دهیم .هر شب هم چشممان به موش های گردن کلفتی می افتد که به برکت خوراکی های آشپزخانه برای خودشان یک قلمرو دست و پا کرده اند و پادشاهی می کنند. همیشه هم یک سرباز جلوی در ایستاده تا به محض ورود غریبه ها که ما باشیم فوری تمام سربازان داخل قصر را خبردهد تا بی احتیاط از دروازه سوراخشان بیرون نروند مبادا گیرشان بیندازیم.
از انجا که موش های داهات ما ریزه میزه و شکم سیر هستند موش های اینجا به چشممان ندید پدید می آیند . به نژاد عرب ها رفته اند .انقدرهم از بریانی سطل آشغال ها خورده اند که من به طور واضح می توانم باسن و شکم قلنبه ی کوزه مانندشان را از هم تشخیص دهم .از قضا خیلی هم پررو تشریف دارند تقریبا یک نصف کیلویی از برنج های آشپز خانه مان توسط این قاچاقچیان به سرقت رفته . دیشب در حال درست کردن نسکافه بودیم یک آن متوجه شدیم به شکر ها هم دست برد زده اند ما هم برای اینکه کم نیاوریم سینه را سپر کردیم رفتیم چسب موش گذاشتیم جلوی در خانه شان و اعلام جنگ کردیم به یکی از سربازان که درحال کشیک دادن بودصدایمان را انداختیم توی گلویمان و گفتیم اگر مرد هستی بیا بیرون حسابمان را صاف کنیم تکه پنیر روی کاغذ هم مال خودت گفت من آدم حرف نیستم عمل می کنم آمد بیرون مثل بچه شاهزاده ها پنیر را از روی کاغذ چسب موش برداشت رفت داخل قرارگاهشان وبه خوبی و خوشی به زندگی اش ادامه داد قیافه ما هم بعد شکست خوردنمان اینطور شد:|
از انجا که موش های داهات ما ریزه میزه و شکم سیر هستند موش های اینجا به چشممان ندید پدید می آیند . به نژاد عرب ها رفته اند .انقدرهم از بریانی سطل آشغال ها خورده اند که من به طور واضح می توانم باسن و شکم قلنبه ی کوزه مانندشان را از هم تشخیص دهم .از قضا خیلی هم پررو تشریف دارند تقریبا یک نصف کیلویی از برنج های آشپز خانه مان توسط این قاچاقچیان به سرقت رفته . دیشب در حال درست کردن نسکافه بودیم یک آن متوجه شدیم به شکر ها هم دست برد زده اند ما هم برای اینکه کم نیاوریم سینه را سپر کردیم رفتیم چسب موش گذاشتیم جلوی در خانه شان و اعلام جنگ کردیم به یکی از سربازان که درحال کشیک دادن بودصدایمان را انداختیم توی گلویمان و گفتیم اگر مرد هستی بیا بیرون حسابمان را صاف کنیم تکه پنیر روی کاغذ هم مال خودت گفت من آدم حرف نیستم عمل می کنم آمد بیرون مثل بچه شاهزاده ها پنیر را از روی کاغذ چسب موش برداشت رفت داخل قرارگاهشان وبه خوبی و خوشی به زندگی اش ادامه داد قیافه ما هم بعد شکست خوردنمان اینطور شد:|
No comments:
Post a Comment