Tuesday, August 14, 2012

101

حرفاشو زد . بعد از اون فقط صدای قطع کردن گوشیش به گوشم خورد که توی سرم مثل قطارسوت میزد.نوک میزد.نوک میزد به وجدانم. منو با وجدانم تنها گذاشت . میدونست وجدانم کارشو بلده که چه طور زجرم بده.ماموریتش رو معرکه انجام داد .معرکه .یک دوئل انداخت بین من بیرونی و من درونیم و بعد رفت.

No comments:

Post a Comment