Friday, August 17, 2012

104

از پنجره نگاهش میکنم. درخت هارا اب میدهد. سفیدی موهایش توی تاریکی و سبزی تند ِ درختها ،توی نور ِ پخش شده از لامپ پشت پنجره به چشم زار میزند. پیرشده. پدرم پیرشده است .خیلی

No comments:

Post a Comment