Friday, August 17, 2012

زن بودن یادختربودن

زنهای شوهر دار دیگه مثل دختربودنشون شیطون و یه جوری نیستن .خانوم میشن. بدم میاد .ازین تغییرکردن هاشون حس ناخوشایندی بهم دست میده .ولی من میدونم دلیلش چیه .میدونم .میگم، ولی تاحالا نگفتم .به این دلیل که وقتی واسه اولین بار با همسرشون نزدیکی میکنن یه حس توام با خجالت و افسردگی میاد سراغشون اونوقت روز بعد عروسی به بعد دیگه اونها اون دختر نیستن .حس دختربودنشونو از دست دادن. یه حس خجالت همیشگی باهاشونه. این خجالت ازینجا منشا میگیره که دوران دختربودنشون اجتماع مخصوصا خانواده بارفتاروحرفاشون بهشون حس ناخوشایند شب اول عروسی رو با یه دید وحشی و زشت  تلقین کردن و به تصویر کشیدن. البته فقط برای مسلمونها اینجوریه وگرنه خارجیها بعد عروسی افسرده و خانوم نمیشن. این خانوم بودن نیست. این افسردگیه. افسردگی یک زن تا آخر عمر.شاید بعضیاتون به استدلال من بخندین ولی واقعا اینطوری هست این یه واقعیت که همه زنها پنهانش میکنن و روش رو با خانوم بودن میپوشونن مثل زمینی که زیرش پراز کهنگی و شکافه و با یه فرش گلدار نو میپوشوننش.

1 comment:

  1. این استدلالت رو قبول دارم... متاسفانه نمی دونم چرا این طوریه . تازه بعد از یه مدت از خجالت که در بیارن از یه ور دیگه از بوم می افتن

    elham_derakula
    در توئیتر

    ReplyDelete