نشستم عکساتو نگاه می کنم
گلوم درد میگیره از دلتنگیت نفسمو یادم میره بکشم
همینجور که نگاهت می کنم با خودم قربونت می رم نازتو می کشم تصورت میکنم که از سرکار برگشتی و می پرم تو بغلت
کاش میتوانستم اندام مردانت رو در آغوش بگیرم
دلم برای اون همه رفتارای مردونت تنگه
دلتنگ سکوتت آرام بودنت صبور بودنت که این همه مدت تحملم کردی/ نمیگم دلتنگ مهربونیتم که کسی باور نمی کنه اخه مهربونیت فرق داشت با بقیه
شایدم زودتر نمیخواستی و تحملم میکردی یادته گفتی کمتر با هم در ارتباط باشیم تا من اذیت نشم و البته فکر خودتم بودی چون مشغول کار و زندگیت بودی و من زنگ میزدم اذیت میشدی
دیگه کی مثل تو با همون صورت مهربون که یه مظلومیت توش هست با همون اخلاقیات با همون جز جزت پیدا میشه که منو بخواد و منم اونو بخوام کی تو این دور زمون دختر فقیر به دلش میشینه با قیافه معمولی . پسر خوش قیافه و با اخلاقی که توبودی دیگه هیچکی برام تو نخواهد شد.الان شاید بگن عاشق قیافت شدم ولی من بعد چار سال که تو قیافت دقیق شدم یاد خوشکلیت افتادم انقدر درگیر دوست داشتنت بودم که وقتی بقیه میگفتن قیافش خوبه درگیرش نمیشدم. اره معلومه الان بیسو هشتی اون از مادرت که هی غر میزنه زن بگیر زن بگیر یه دختر خوشگل از تو روستاتون یا همکارات یا همسایتون پیدا میشه و به دلت میشینه باش ازدواج میکنی دیگه به اون مثل من نمیگی که من دوره ی عاشقیم گذشته دیگه اون قیافش مث من معمولی نیس که نتونی عاشقش بشی هرچند همیشه میگفتی من دختر شاه پریونم باشه همین حسو دارم ولی هیچوقت باور نکردم همه عقلشون به چشماشون هست.داشتم میگفتم لاغر نیس یه چیزی هست که بهت میخوره و به دلت میشینه شاید تحصیل کرده هم باشه دیگه به فرد ایده الت رسیدی من موندم و این همه بی تو من موندم و این همه نداشته که فقط تو خودت میتونستی جاشونو برام پر کنی کی دختری مث من میخواد دیپلمه ی خونه نشین لاغر رنگ و رو پریده. شاید توقع ام زیادی بود که عاشقت شدم ولی اگه منو برا همیشه نمیخواستی هیچوقت به خودم اجازه نمیدادم عاشقت شم حتی بهت نزدیک نمیشدم که عذاب بکشم از همون اول گفتم من جام اون پاییناس من نه به قیافت میخورم نه به هیچ جای زندگیت
گلوم درد میگیره از دلتنگیت نفسمو یادم میره بکشم
همینجور که نگاهت می کنم با خودم قربونت می رم نازتو می کشم تصورت میکنم که از سرکار برگشتی و می پرم تو بغلت
کاش میتوانستم اندام مردانت رو در آغوش بگیرم
دلم برای اون همه رفتارای مردونت تنگه
دلتنگ سکوتت آرام بودنت صبور بودنت که این همه مدت تحملم کردی/ نمیگم دلتنگ مهربونیتم که کسی باور نمی کنه اخه مهربونیت فرق داشت با بقیه
شایدم زودتر نمیخواستی و تحملم میکردی یادته گفتی کمتر با هم در ارتباط باشیم تا من اذیت نشم و البته فکر خودتم بودی چون مشغول کار و زندگیت بودی و من زنگ میزدم اذیت میشدی
دیگه کی مثل تو با همون صورت مهربون که یه مظلومیت توش هست با همون اخلاقیات با همون جز جزت پیدا میشه که منو بخواد و منم اونو بخوام کی تو این دور زمون دختر فقیر به دلش میشینه با قیافه معمولی . پسر خوش قیافه و با اخلاقی که توبودی دیگه هیچکی برام تو نخواهد شد.الان شاید بگن عاشق قیافت شدم ولی من بعد چار سال که تو قیافت دقیق شدم یاد خوشکلیت افتادم انقدر درگیر دوست داشتنت بودم که وقتی بقیه میگفتن قیافش خوبه درگیرش نمیشدم. اره معلومه الان بیسو هشتی اون از مادرت که هی غر میزنه زن بگیر زن بگیر یه دختر خوشگل از تو روستاتون یا همکارات یا همسایتون پیدا میشه و به دلت میشینه باش ازدواج میکنی دیگه به اون مثل من نمیگی که من دوره ی عاشقیم گذشته دیگه اون قیافش مث من معمولی نیس که نتونی عاشقش بشی هرچند همیشه میگفتی من دختر شاه پریونم باشه همین حسو دارم ولی هیچوقت باور نکردم همه عقلشون به چشماشون هست.داشتم میگفتم لاغر نیس یه چیزی هست که بهت میخوره و به دلت میشینه شاید تحصیل کرده هم باشه دیگه به فرد ایده الت رسیدی من موندم و این همه بی تو من موندم و این همه نداشته که فقط تو خودت میتونستی جاشونو برام پر کنی کی دختری مث من میخواد دیپلمه ی خونه نشین لاغر رنگ و رو پریده. شاید توقع ام زیادی بود که عاشقت شدم ولی اگه منو برا همیشه نمیخواستی هیچوقت به خودم اجازه نمیدادم عاشقت شم حتی بهت نزدیک نمیشدم که عذاب بکشم از همون اول گفتم من جام اون پاییناس من نه به قیافت میخورم نه به هیچ جای زندگیت
No comments:
Post a Comment