Friday, May 03, 2013

بعضی ها می گویند طرف مقابل رابطه ام مدام خودش را تحقیر می کند و من خیلی بدم می آید. ضعیف هست.هم سادیسم دارد هم مازوخیسم. مثلا می گوید حتما با خودت فکر کردی من احمقم که با دروغ جوابم را می دهی یا مثلا می پرسد از من بدت آمد با این رفتارم؟ و من می گویم نه دوباره می پرسد پس چرا یک جوری شدی و من جواب می دهم بابا من اصلا به تو فکر نمی کردم در ادامه می پرسد پس حتی برای فکر کردن به من هم ارزش قائل نیستی؟ که باعث می شود با سئوال پرسیدن های مظلومانه اش احساساتم را جریحه دار کند و با خودم بگویم نکند ناراحت شد.

در این مورد من حق را به طرف مقابل رابطه می دهم چون اون انقدر برای طرف اهمیت قائل است و او را دوست دارد که مدام برایش سئوال پیش می آید می خواهد بداند آیا معشوق یا معشوقه اش هم برایش مهم است یا نه. در این حالت او اصلا به این فکر نمی کند که دارد مظلوم نمایی می کند یا دچار ضعف شده.دوست داشتن او به حدی فراتر رسیده است.اصلا متوجه نیست. وقتی با بی مهری هایش مواجه می شود فقط میخواهد محبت طرف مقابل را بسنجد ببیند کجای رابطه کجای زندگی او قرار دارد یا شاید دارد بازی می خورد. شک می کند. یک عشق واقعی اگر از طرفش بی علاقگی ببیند مدام شک می کند. سئوال برایش پیش می آید و این خارج از اراده اوست که ما از او بدمان بیاید او را به جرم زیاد دوست داشتنش محکوم به ضعیف بودن کنیم یا بگوییم با این طرز سئوال پرسیدن هایش میخواهد احساسات مرا جریحه دار کند. در صورتی که او دارد حقیقت را می گوید و شما با جواب های دروغ او را منحرف و امیدوار می کنید به همیشه بودنتان در کنارش. ضعیف کسی است که دروغ می گوید و به خاطر ترس از تنهایی اش از یک طرف  با بی علاقگی به رابطه ادامه می دهد از طرفی دیگر به خاطر سئوال پرسیدن های طرف مقابل دروغ هایی که بوی همیشه ماندن در کنار او دارد به خورد او می دهد در آخر او را با رویاهایی که از آینده اش با معشوق/ معشوقه ساخته رها می کند. بهتر آن است نوع رابطه را بدون دروغ و دغل برای او قبل از شروع رابطه معین کنید. آدمها را با رویاهایی که با شما ساخته اند تنها نگذارید. خیلی دردشان می گیرد.

No comments:

Post a Comment