Wednesday, May 08, 2013

من تنهام

من تنهام
با من حرف بزنید
چه میدونم یه چیزی بگید که به حال امروزم بخوره
امروز انلاین شدن معشوقمو دیدم بعد هشت ماه و اون به من جواب نداد
من تنهام من احساس تنهاییم بیشتر شده هنوز زخمش تازه اس
فقط گردو خاک روش نشسته بوده
وگرنه همونقدر نبضم و قلبم موقه ای که انلاین شد زد که روزایی که با من بود می زد سردردم شروع شد رگام تنگ شد گشاد شدچه میدونم شاید اومده بود از معشوق اخوندش که تو ایران-قم هس خبری بگیره باهاش چت کنه ولی اون انلاین نبود دفه ی بعد که اومد بهش میگم اومده نبودی رفت جواب من هم نداد مگه قبلا که از سرکار میومد خیلی جوابمو میداد؟
به هرحال خیلی حسودیم شد نیاز داشتم یکی بود یه مرد غیر ازون که وقتی جواب پی اممو نداد من دوستش داشته باشم برم روپاهاش بشینم گریه کنم یا ارزومه یه مرد غیر ازون پیدا بشه من دوستش داشته باشم قد اون از جنس حس خوبی که به اون دارم به اونم داشته باشم دستاشو بگیرم بریم تو مغازه باباش جلو چشش رژه برم همینطور که خودم دارم داغون میشم وفقط من داغون میشم انگشتامو بین دندونام گوشه لبم بچرخونم مث اون دخترا که ناز می کنن اون عین خیالشم نیس شاید فقط بترسه ازینکه جلو باباش خودمو رو کنم ولی من بهش نشون بدم که عوض شدم که دیگه اون دختر کوچولوی زوجوش و با عجله نیستم خیلی منطقی با همون معشوقی که اندازه اون و بیشتر دوستش دارم خریدامو بکنیم جلو اون هی ازش سئوال بپرسم تو ازینا میخوای؟ تو ازونا می خوای؟ بعد بگه نه عزیزم یا بگه اره فقط مهربون بگه اما تو چرا حسودیت نمیشه چرا حسودیت نمیشه چرا امروز اومدی جوابمو ندادی :(( رفت الانم داره ناهارشو تو مغازه می خوره نه اول میخوابه بعد ناهار میخوره که چاق نشه چربیش بالا نره اون خیلی خوشه همه چیش معمولی میگذره همه چیش اصن حس نمیکنه حتی من در گذشتش وجود داشتم خودشم میگف یه هفته بشه یادم میره هی خدا منو عاشق کی کردی:((

No comments:

Post a Comment