روزهای آسایشگاه به شب هایش نمی ارزد. سیاه که بیافتد به راهروها نعمتی است برای خودش. فس فس دمپایی خیس نفرین شده هم دلتنگی یک تیمارستان را به لخ لخ قدم ها می کشد. امان، امان از قیژ قیژ تخت آهنی زمخت صدادار، از هر جایش که بگیری با زبان پیچ و مهره ها یک دنیا حرف دارد. اردشیر می گفت: پیر سگ بخواب دست به دست می شی خواب که سهل کابوسامونم پرید. بیاد یکی ببندت به میله جون به جونمون کردی. گناه کردیم شیوه آدمیزادی نبودیم آوردنمون اینجا. سکوت کرد. چیزی نگفتم. نداشته ام. دارایی من سکوت بود. اردشیر با همین تندی ها آرام می گرفت تخلیه می شد تا پلک بر هم نهد. روشنایی فقیرانه حیاط خلوت میله های پنجره را کف زمین خوابانده بود. اردشیر سرش را در انحنای گردنش خم کرد زیر لب و خوابالود: دیونه ی دیونه هم که نه همچی بگی نگی ضعف اعصاب. اما خب دیونه هم حرفیه مگه نه؟ همین که حرف حرف خودت باشه دیونه ای دیگه. صپحی پا می شم درش میارم از دلت. دستم بنده به میله. با هذیانی از گذشته ادامه داد: ازون سالهای موجی شدنم شهین هم دیگه دلش به من نبود. جنگ برا همه تمام شده و تو دل من شروع شده بود. عصر که می شد شال و کلاه می کرد و کفش های تق تقو رو به دل من می سابید. یک بار گفتمش تو که تخت پوش بودی ورزشی، کتونی. نگام نکرد و گفت: حالا دیگه نیست. خیال منم دیگه تخت نشد. من بودم و قرص ها و یه گوشه از خونه. مهمون های جورواجور میاورد. می خوردن، می ریختن، می پاشیدن، می رفتن. عادت نداشتم به مهمونی های دوره ای، به هر دوشنبه اومدن ها و بساط پهن کردن ها. چندباری دروغ هاش رو شد. قیافه گرفته می گفت: حالا که راستشو دونستی. بر می گشت به بهانه چای ریختن پشت کابینت ها خودشو قایم کرد . گفتم: راست اونه که بار اول گفته بشه. گاهی اونقدر دروغ می شنیدم که قبله ام رو گم می کردم. شک و النماز گرفته بودم. جونم که به لب می اومد می گفت: تو نمی شناسی، روزهای جنگ باهاشون آشنا شدم. من هم باید یک جوری سرگرم می شدم. سرخورده، گردنم از لوله بخاری باریکتر درازکش می رفتم به سمت سقف. من و شکاف ها یکی شده بودیم. اون ها زخمه های باز بودن زخم های من اما بسته و بو داده از درونی پوسیدم ". یک آن اردشیر بغض کرد، لب ورچید، دستش را روی پیشانی سایه بان کرد و زیر لب گفت: هم تختی خلوتم سال هاست بوی مرده می ده. گفتم: آرام بگیر رفیق تا صبح چیزی نمانده است
Thursday, October 09, 2014
روزهای آسایشگاه
Labels:
داستان
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment