Friday, October 02, 2015

اندر احوالات نقد و نقدکشی

اندر احوالات نقد و نقدکشی

ما همه جا یاد گرفتیم چاله میدانی برا خودمون ترتیب بدیم که عقده های روانی مان رو سرازیر کنیم. تنها جایی که فکر نمی کردم مانند فیس بوک کسی دیگران رو از انتقاد یک اثر ادبی به دعوا و یارکشی نکشونه گودریدز بود که با وجود یک سری لمپن که فقط تیک مارک از رد رو یاد گرفتند امروز دچار شکست تصورات ذهنی شدیم.

در رویوی یک اثر ادبی نقد نوشته بودم و بعد چند ساعت ایشون جای اینکه یک نقد منطقی داشته باشه برای من یک پیام نوشته بود که چرا این اثر رو اینطور نقد کردید و بعد با اعتراف خودش یک بخش از یک کتاب کپی کرده بود به عنوان دفاع از اون اثر ادبی که من نقد کوتاهی زیرش نوشته بودم و اصلا ربطی به رمان نداشت می خواست روی من رو کم کنه و متوجه شد که آب خونش قطع :))))) و بعد هم طبق معمول فحاشی.
این شخص اونقدر فاقد شعور بود که نتوانست در مقابل نقد منفی من، یک نقد مثبت رو به عنوان دفاع نظری از خودش ارائه بده و به گفته خودش از بخشی از کتابی دیگر به عنوان دفاع شخصی از  ویکی پدیا نوشته کس دیگر رو برای تو دهنی به من کپی کرده بود.انگار وایبر بازیه:))))) اون قسمت آخر هم به لطف فرهنگ عزیزمان که یاد گرفتیم هر جا کم آوردیم رکیک بزنیم تنگش استفاده کرده بود والا فحاشی هم حرمت داره صادق هدایت همیشه به جا و مناسب فحش می داد. و در آخر انقدر از دنیای تقسیم بندی رمان ها دور بود که اون اثر ادبی سخیف رو که در دسته ادبیات سرگرم کننده بود با رمان فلسفی پروست مقایسه کرده بود.
دنیا هنوز زشتی هاشو داره دوس جوونیا.

No comments:

Post a Comment