قدیم ها دیوارها گلی بود دل ادم ها هم با یک مشت جا می افتاد. حالا دیوارها بتونی شده است دل ها هم به همین ضخامت کسی توی دل کسی جا نمی افتد. کسی به دل کسی نمی نشیند اگر هم بنشیند چای نخورده بلند می شود، چون حتما پی کار آمده است. دیوار خانه ما کاه هم داشت باران که می زد. شالاپ شالاپ. پرز پرز می شد بیرون می زد. پرزها بوی یونجه می داد. بوی زندگی. پرز پرز شده ایم. مانند دل من مانند دل مادرم که ریش ریش شد.
https://t.me/nellynevesht
https://t.me/nellynevesht
No comments:
Post a Comment