Saturday, April 30, 2011

من، یک قانون شکن

هیچوقت آدم هایی که سلام کردن برایشان نشانه ی شادی و تازه و بودن و امید دارد را درک نکردم نه اینکه نمی توانم، نمی خواهم !!! اینها آدمهای الگو پرست هستند من به این جور آدمها اعتقادی ندارم چه معنی می دهد وقتی یک نفر از غم و غصه و بدبختی و فلاکت دارد دق میکند هر جا می رود یک سلام به آن جمع ول بدهد یک چاشنی لبخند تلخ هم اضافه اش کند . خودم شخصا  از این جور آدمها دلم می گیرد همیشه بازیگر زندگی هستند مگر غیر از این است!!!
با وجود اینکه خانواده ی دربو داغون و متلاشی دارم امام پدرم به سلام کردن خیلی معتقداست چپ می رود راست می رود سلام میکند حتی اگر پنج دقیقه قبل سلام کرده باشد دوباره بر میگردد توی اتاق یا توی راهرو به هم میخوریم باز سلام !!! یک جورهایی سلام پرست تشریف دارد و همیشه هم از سلام نکردن های من شکایت دارد آخر وقتی من حال درونی ام خوب نیست خوشم نیست ادای آدمهای سرحال را در بیاورم اصلن من هیچوقت سلام نمیکنم حتی اگر یک جای رسمی باشم فقط سر تکان میدهم به نشانه سلام. به نظر من سلام وقتی  به دل می نشیند که واقعا حالت خوب باشد این کلمه ی چهار حرفی راحت توی صدایت، نفسهایت ول بخورد ،بیاید بیرون نه با یک بغض و صدای ته مانده از حنجره. این سلام هایی که ما هر دقیقه و ساعت مثل نقل و نبات به خورد هم می دهیم  نشانه فرهنگ نیست خیلی کلیشه ای و بی مزه و مضحک شده یک نفر که واقعا روبراه است سلام می دهد اما هیچوقت نباید از مخاطب انتظار جواب داشته باشد. اصولا ما از وقتی به دنیا می آییم با قانون زندگی می کنیم از سلام کردن گرفته تا صبحانه و ناهار و شام و بقیه ی جلف بازی های زندگی که حتما باید به موقع و سر وقت یا به قول دوستمان آن تایم ترتیب داده شود. خوب است حداقل برای یک بار خودمان قانون تصویب کنیم اصلن به قول آن کسی که می گوید ما توی دهن این ملت می زنیم من هم توی دهن قانون می زنم و همیشه زدم نتیجه اش هم عالی بوده تا وقتی هم توی دنیا زنده تشریف دارم به هیچ احدی بیخود سلام نمی دهم .غیبت ،فحش ،بی فرهنگی، توهین... هرکس هر فکری میکند راحت باشد من مسئول فکر دیگران نیستم . 

No comments:

Post a Comment