دوران دبیرستان دوستانمان به من میگفتند ممه کوچولو .سرصدا میکردیم میگفتند ممه کوچولو. یک روز دیگر سرخورده شدیم. غصه خوردیم و غصه خوردیم .درس میخواندیم به سینه های برجسته ی زن ها و همسن و سالهایمان فکر میکردیم . از انجا که دیر به بلوغ جنسی رسیده بودیم یعنی درسن شانزده سالگی رشد جسمی مان از لحاظ قد ادامه داشت اما از لحاظ بالاتنه زیر خط فقر بودیم و تنگ ترین مانتوها به سینه هایمان زار می زد آن موقع تا اینجا هم به بلوغ جنسی نرسیده بودیم.
یک روز عزممان را جزم کردیم رفتیم به مادرمان گفتیم من را ببرید دکتر ، پیاز داغش را زیاد کردیم گفتیم من مشکلات هورمونی دارم و به لحن بچه گانه ای ادامه دادیم که می خواهم پروتز کنم . بچگی هایمان تا نوجوانی شلوغ و شر بودیم مادرمان همیشه به شوخی میگفت این بزرگ شود میگوید سینه و شوهر می خواهد و شوخی اش دقیقا به واقعیت پیوست.
خلاصه مادرمان به شوخی به برادرمان شکایت های ما درباب سینه و ابزارآلاتش را بیان کردند : بیا ببین نگفتم بزرگ شود میگوید پستون می خواهد برادرمان خیلی جدی در جوابش گفتند من میروم بیرون برمیگردم وقتی برگشت دوتا توپ پلاستیکی اورد با یک سوتین به سایز پیرزن ها ازآنها که مثل جزیره ی از زیر دریا در آمده سینه را از اندازه واقعی بزرگتر نشان میدهند که نمیدانم اسمش چیست چیست واقعا؟ بعد گفت ببین دوراه داری یکی ازینها را به خودت بچسبان برو مدرسه جلو دوستانت شاخ بازی دربیاور و قرو فر بیا بگو من سینه دارم من توصیه میکنم آن توپ پلاستیکی را با چسب به خودت بچسبانی که اگر مسخره ات کردند یک سینه محکم بزنی همه پخش زمین شوند
ما هم گفتیم برو بابا من اُرجینال میخواهم این که برای من پستان نمیشود گفت اگر پروتز کنی شب که خوابیده ایی ممکن است بیافتد رویت خفه شوی با این وضع لاغریت که به دکل برق می مانی .غصه خوردیم و غصه خوردیم ، روحیه ی مان جلوی همجنس های با پستان های سر بلند و شاخ تحلیل رفت به مرور کم در جمع ها حاضر می شدیم .با خودمان گفتیم اخر خدا این انصاف است؟ به یکی دادی از شکمش زده بیرون نمیداند اضافاتش را خرج کجایش کند به یکی هم مثل ما هیچ ندادی ،به یکی دادی از سنش بالا زده است به یکی دادی از سنش عقب افتاده مثل ما این است عدالتت؟ البته که اینجا هم سرو کله ی عدالت باید بیاید وسط و گرنه گردن کی را ضعیف گیر بیاوریم که نقایصمان را تقصیرش بیندازیم؟به صورت کاملا ناگهانی و بی ربط اینجای نوشته مانده ایم. نمیدانیم چطور تمام کنیم چون هنوز که در آخرین سال نوجوانی هستیم سینه هایمان به همان حالت مانده اند و به صورت کاملا آرام روی اسلو مُشن دارند ازاین جوانه زدگی نرم نرمک بیرون می آیند شاید شاید بیایند و امیدواریم در سال جدید سینه هایی سرشار از چربی نصیبمان شود انشالله انشالله
No comments:
Post a Comment