Monday, June 04, 2012

چوب پنبه

صداهایی که می شنویم باید از هفت خان رستم به خیر و سلامت عبور کرده و برای ما قابل سمع می شود.گوش دورنی همیشه توی لاک گوش بیرونیست با وجود اینکه  ناپیداست سهم اعظم شنواییمان به قوت الهی که ایشان باشند است در صورتی که ما همیشه گوش بیرونی ولاله ولادنش را میبینیم که با مالیدن چوب پنبه به درو دیوارشان ازشان تشکربه عمل می آوریم که به به شما عضو بدرد بخوری هستید و باید حتما به ظواهرت برسیم  اما خب هیچکس هیچوقت از گوش درونی حالش را هم حتی نمی پرسد  درصورتی که بارسنگین توسط جناب اعظم گوش درونی صورت میگیرد(آنقدرها هم سنگین نیست هااا) و همه فقط گوش بیرونی را عزیز دردانه خودشان کرده اند از آنجا که می گویند کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد.البته شاید با خود بگویید این ضرالمثل چه ربطی داشت؟ به هرحال خیلی هم بی ربط نمی باشد از نظر خودمان 

 

چندروز پیش ما تصمیم گرفتیم سری به گوش درونی بزنیم همین طور آرام آرام چوب پنبه فرستادیم تق تق به پرده صماخشان کوبیدیم کمی دردشان گرفت چون دل نازک هستندو مهمان نواز اتاقشان بی در وپیکر است و تنها با ترشح موم ِ پشت پرده شان تمام پشه مشه ها و میکروب های گرگ صفت را ازخانه شان می رانند بعد سلام احوال پرسی کردیم همین که می خواستیم بیاییم بیرون گفت: کجا می رویید عزیز جان تشریف داشتید و دست چوب پنبه مان را گرفته بود و می گفت صفا آوردید میکروبارو بردید با چوب پنبه تان. همین که آمدیم بیرون دیدیم عه وا پنبه را ایشان میل فرموده اند انگشتمان را فرستادیم برود بیرونش بیاورد زشت است خانه مردم نشسته نیامد که نیامد آخرسر کارمان کشید به آقای دکتر و یک ربع دست به چانه بهمان خندیدند سپس با ملایمت و ابزارآلاتشان پنبه را از خانه ایشان بیرون کشیدند و نسخه دادند دفعه دیگر با آرنجمان به مهمانی گوشمان برویم

No comments:

Post a Comment