بوی عطر مردها را دوست دارم، اما نه، فقط مردهایی که به دل مینشینند ولی زن دار نباشند با مردهای زن دار صحبتی ندارم .از آن مردها،از آن جنس ها که یک جذابیتی برای کشش من دارند، به سمت خودشان اما هیچوقت به سویشان نرفتم .توی خیابان یا مطب پزشک ،پشت در خانه ، توی مترو، اتوبوس وقتی به میله ها آویزانند، تاکسی وقتی کنارم نشسته اند، بوهایشان را شنیده ام ،با بینی مزه کرده ام .بوها ماندند در من اما آنها رفتند. کار رهگذر رفتن است. چه میشد ادمی هرکس را در خیابان خوشش میامد بی پروا میرفت. میرفت به سویش. به او میگفت .البته نه. نه برای من که یک دختر به طرز وحشتناک خجالتی هستم.
No comments:
Post a Comment