دارم رفتنشو اینطوری توجیح میکنم که چون دم اخریا بهم بیشتر از قبل بی توجه بود عصبیم می کرد و بهش فحش میدادم از من بدش اومد ولی آیا این درسته؟کسی که یکی رو واقعا دوست بداره و خودش میدونه و بهش گفته شده که از روی دوست داشتن زیاد و بی توجهیت اعصابم داغون شده و زیاد براش مهم نبود جوری ناراحت نمیشد که خودمو اصلاح کنم یا باید محکم میگفتی لعنتی تا خودمو اصلاح کنم فقط میگفت میدونم عاشقی طبیعیه.یا وقتی کلی ایمیل دادم که عوض شدم باید برمیگشت باید برمیگشت این همه سال تحمل کردم رفتارای این چند ماه باعث شد ازم بدش میاد عمق دوست داشتن انقدره؟ این دلیل میشه برای اینکه رفتنشو پیش خودم با کار بد خودم توجیح کنم؟
No comments:
Post a Comment