وقتی خواهرم دروغ میگه یاد معشوق مادرجنده ام می یوفتم . خیلی ریلکس دروغ می گفت. بدون هیچ نشونه ای تو صورتش و منم باور می کردم. اینکه چطور به دروغش پی می بردم اینجوری بود که می دیدم رفتارشو دوباره و چند باره داره تکرار می کنه و هر بار همون یه جمله دروغ مشابه رو می گه همون لحظه می فهمیدم که این همه مدت بهم دروغ می گفته و من با این دلیلش چطور خام شدم و تونستم خودمو قانع کنم و آروم بشم وقتی اینجور به سادگی خودم می رسیدم عصبی می شدم و فحشش می دادم. فحش رکیک. فحش تو همه آدمایی که اینجوری دروغ می گن. فحش
No comments:
Post a Comment