Wednesday, April 24, 2013

من هرگز تولد نگرفته ام و گفتن تبریک تولد را الزامی نمی دانم و به شخصه تولد کسی را تبریک نمی گویم و خوشحالم ازینکه در فرهنگی بزرگ شده ام که تولد وجود نداشته است چون دلم می گیرد ازینکه برای پیر شدنم جشن بگیرند. این مقدمه ای بود برای شروع سخنم. یک آقایی به نام امین صفدری  به بهانه تولدم زیر یکی از نوشته هایم مرا این گونه توصیف فرمودند که شاید از نظر خوانندگان اغراق باشد اینجا می گذارم. گاهی ازینکه در فضای مجازی که خیلی ها همدیگر را از پشت یک مشت سیم و برق قبول ندارند همدیگر را با القاب نامناسب صدامی زنند.فحاشی می کنند. به هم بها نمی دهند کسانی هستند، پیدا می شوند. وجود دارند که خود ما را بهتر از ما می شناسند.

--
... دختریست که من اینجا با او آشنا شدم دختری به قول خودش روستایی,با یک شکست عشقی و دلنوشته هایی گاه بی پروا و پرده در. اما او یک دختر ساده و تنهاست که گوگل میگوید همین روزها تولدش بوده(شاید هم موقع ساختن اکانت مثل من یک تاریخ الکی وارد کرده) اما او قلبی دارد مثل آب روان که به ناچار علفهای رسته بر جویبار زندگی را سرگردان میکند. سخت است با این آدمها نشست و برخاست کردن,سخت است همانگونه که هستند قبولشان کنی,شاید دلیل شکست عشقی او هم همین متفاوت بودنش بود. ولی من به شخصه آدمهای متفاوت رو خیلی دوست دارم حتی اگه حرف همدیگر رو نفهمیم یا قبول نداشته باشیم.
... تولدت مبارک

No comments:

Post a Comment