دختر: اگه رای بدی دیگه نه من نه تو
پسر: ندم ؟
دختر: بده
پسر: بالاخره بدم یا ندم ؟
دختر: به اونی که من می گم!
پسر: چشم عزیزم
مادر: سلام پسرم صدا می یاد؟
پسر: بله مادر همگی خوبین؟سلامتین؟
مادر: پسرم تو ولایت کفر به کی رای می دی؟
پسر: امسال رای نمی دم مادر جان
مادر: شیرمو حلالت نمی کنم اگه رو حرف من حرف بزنی
پدر: خانوم ولش کن. مستقل شده. مردی شده. بزار هرکاری می خواد بکنه
مادر: تو یکی ساکت. تره به تخمش می ره پسر به باباش. شب شام دیدی ندیدی. از من خدافظ پسره چش سفید
پدر: الوو. سلام مجید جان. این مادرت یه چیزی میگه به دل نگیری ها. حالا خودمونیم رای می دی؟
پسر: به مادر گفتم. نه.
پدر: رفتی اونور مرز نون و آبت رو دوش ماس . چار تا کلوم علم و معرفت رفتی یادبگیری رو دست ننه بابات بلند شدی. می خوری می ریزی می پاشی هیچی به هیچی آقا زبونشم دراز شده. بشکنه دستم که نمک نداره. رای ندادی که ندادی، دادی ماه بعد از شهریه دانشگاه و پول توجیبی خبری نیس میای ور دل خودم تو مغازه حساب کتاب می کنی. وسلام خدافظ
پسر: :|
No comments:
Post a Comment