من
گفته ام میخواهم نسل کشی کنم؟ نسل بشر را منقرض کنم؟ مگر من که هستم؟ من اصلا می توانم؟ حریف نمی
شوم که. اگر می شدم که امیدوار بودم، می شدم. من نگفته ام. من فقط گفته ام لازمه ی
عشق وجود بچه نیست در زندگی. به این منظورکه بدون بچه می شود عاشق بود و ماند و
ادامه داد تا لحظه انتهای هستی و مرگ. به این هم نمی گویند مدرنیزه کردن زندگی توی این اداها نیستم.
طرزتفکر من میخواهد بچه نداشتن و نخواستن را گسترش دهد تا جایی که برای
جوامع عقب افتاده عشق تک مفهومی شکل بگیرد. عشق عشق را
معنی کند، نه بچه عشق راهرجور که می خواهد معنا کند و مقام و منزلت بدهد. عشق چیزی سوای از تولید مثل پستاندارهای انسان نماست. عشق خودش به تنهایی
معنا کننده و دهنده خودش هست. این وسط همه می گوینئ اوه تو روانی هستی بچه
پایه های زندگی رو قوی می کنه. باید بگویم به مغلطه افتاده اید. انسانی که دیگری
را دوست بدارد وفاداری اش در همه حال می ماند این وسط بچه را نه تنها وسیله
بلکه بهانه ی مسخره ای برای جفت گیری ها و غرایزتان قرار داده اید. پایه
های زندگی، دوست داشتن واقعی هست نه بچه. بچه را هم ملات عشق تان قرار ندهید
یاد سریال های صدا سیما می افتم. مضمون بچه و بچه داری نباید در عشق تداخل کند.
No comments:
Post a Comment