Tuesday, February 04, 2014

I can't stop thinking about you

فکر اینکه یک جایی دریکی از رستوران ها مقابل دختری که من نباشم نشسته باشی. دست هایش را زده باشد زیر چانه اش، نگاهت کند و به سبک آدم ها و خانواده های سنتی با هم شروع کنید به غذا یا شام خوردن، او حرف بزند و تو به اخلاق همیشگی ات شنونده باشی بعد هم بلند شوید، او را به خانه اش ببری تا دیداری دیگر. فکر اینکه رو تخت نشسته باشد، به تو زنگ بزند، گوشی را برداری و ساعت ها با هم خوش و خندان بگذرانید. فکر اینکه دختری جای محبت هایم، وفاداری و صداقتم را گرفته باشد. دیوانه ام می

No comments:

Post a Comment