Tuesday, December 27, 2016

fiona

گفتم تنها هستم. هیچکس مرا به خود نمی گیرد
مثل فیونا گلگر که همیشه به خاطر خانواده اش و پدرش و فقرش تحقیر می شود. مسئولیت چرخاندن خانه را به عهده دارد و هیچکس از او نه تنها تشکر نمی کند بلکه با کوچکترین اشتباه از طرف خانواده و جامعه تحقیر می شود به آنارشیست بودن و بی پدر بودن. گفتم تنهایی من مثل بچه ناخواسته ای است که هیچکس نمی خواهد مسئولیتش را قبول کند. گفت: نه، تو تنهاییه قشنگی داری،کتاب می خوانی سریال می بینی و کارهای خانه را انجام می دهی. بهترین جمله ای که شنیدم هیچکس هرگز به من نگفته بود تنهایی قشنگی دارم. بر عکس همه آدم ها تنهایی ام را مشکلاتم را به سخره گرفتند یا که خواستند با ترحم نمک به زخم هایم زده باشند و رد شده باشند. همه شان گفتند: تا کی می خواهی برای خانواده ات زندگی کنی بشوری، بسابی، تحمل کنی و در دستشویی ها وقتی کاسه توالت می شوری زار بزنی. مثل فیونا گلگر که در موقعیت های سخت همه از لحاظ عاطفی و مالی پشتش را خالی کردند. گفتم که در بحران ها مثل کری مدیسن هوملند به آدم ها چنگ می زنم و پناه می برم و آنها مثل اینکه به طناب پوسیده ای چنگ زده باشم با قیچی سقوطم را کامل می کنند. گفت: به آدم ها پناه نبر، به خودت پناه ببر. و آنگاه با خود گفتم پناه می برم از بی رحمی آدم ها به تنهایی قشنگم.
#روزنگاشت

No comments:

Post a Comment